dakoit

[ایالات متحده]/ˈdʌkɔɪt/
[بریتانیا]/ˈdɑːkɔɪt/

ترجمه

n. عضو یک باند دزدان؛ راهزن
Word Forms
جمعdakoits

عبارات و ترکیب‌ها

dakoit attack

حمله راهزن

dakoit gang

گنگ راهزن

dakoit raid

حمله راهزنانه

dakoit leader

رهبر راهزن

dakoit violence

خشونت راهزن

dakoit threat

تهدید راهزن

dakoit activity

فعالیت راهزن

dakoit encounter

برخورد با راهزن

dakoit operation

عملیات راهزن

dakoit crime

جرایم راهزن

جملات نمونه

the dakoit was apprehended after a long chase.

سارقان داکو پس از تعقیب طولانی دستگیر شدند.

the police are investigating the dakoit gang.

پلیس باند داکو را بررسی می کند.

witnesses reported seeing the dakoit fleeing the scene.

شهود گزارش دادند که داکو صحنه را ترک می کند.

the dakoit threatened the shopkeeper during the robbery.

داکو در حین سرقت مغازه دار را تهدید کرد.

the dakoit was armed with a knife.

داکو با چاقو مسلح بود.

security measures were increased after the dakoit incident.

پس از حادثه داکو، اقدامات امنیتی افزایش یافت.

the dakoit stole valuable items from the house.

داکو اقلام با ارزش را از خانه دزدید.

the community is shaken by the dakoit attack.

جامعه از حمله داکو شوکه شده است.

the dakoit was sentenced to ten years in prison.

داکو به ده سال زندان محکوم شد.

the police set up a trap to catch the dakoit.

پلیس برای دستگیری داکو یک تله ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید