damneds

[ایالات متحده]/dæmd/
[بریتانیا]/dæmd/

ترجمه

adj. نفرین شده; نفرت انگیز; وحشتناک
adv. به شدت; خیلی
v. نفرین کردن; به جهنم فرستادن (زمان گذشته damn)

عبارات و ترکیب‌ها

damneds fool

احمقِ بدبخت

damneds thing

چیزِ بدبخت

damneds luck

شانسِ بدبخت

damneds shame

شرمِ بدبخت

damneds life

زندگیِ بدبخت

damneds mess

گندِ بدبخت

damneds place

جایِ بدبخت

damneds time

وقتِ بدبخت

damneds job

کارِ بدبخت

damneds world

جهانِ بدبخت

جملات نمونه

those damneds are always causing trouble.

آن گروه بدنام‌ها همیشه باعث دردسر می‌شوند.

i can't believe those damneds got away.

نمی‌توانم باور کنم آن گروه بدنام‌ها از دست‌مان در رفتند.

why do you always hang out with those damneds?

چرا همیشه با آن گروه بدنام‌ها وقت می‌گذرانی؟

those damneds never learn from their mistakes.

آن گروه بدنام‌ها هیچ وقت از اشتباهاتشان درس نمی‌گیرند.

it’s frustrating dealing with those damneds.

همراه بودن با آن گروه بدنام‌ها خسته‌کننده است.

have you seen what those damneds did now?

حالا دیده‌اید آن گروه بدنام‌ها چه کرده‌اند؟

those damneds think they can get away with anything.

آن گروه بدنام‌ها فکر می‌کنند می‌توانند هر کاری انجام دهند و دستگیر نشوند.

i can't stand those damneds anymore.

دیگر نمی‌توانم تحمل آن گروه بدنام‌ها را داشته باشم.

those damneds are always up to no good.

آن گروه بدنام‌ها همیشه دنبال کارای بد هستند.

why do you put up with those damneds?

چرا آن گروه بدنام‌ها را تحمل می‌کنی؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید