damosel

[ایالات متحده]/ˈdæməʊzəl/
[بریتانیا]/ˈdæmoʊzəl/

ترجمه

n. یک زن جوان؛ یک دوشیزه؛ یک دختر
Word Forms
جمعdamosels

عبارات و ترکیب‌ها

damosel in distress

نجات یافته در خطر

brave damosel

نجات یافته شجاع

noble damosel

نجات یافته اصیل

fair damosel

نجات یافته زیبا

damosel of honor

نجات یافته با شرافت

damosel awaits

نجات یافته منتظر است

gentle damosel

نجات یافته مهربان

damosel's quest

جستجوی نجات یافته

lost damosel

نجات یافته گم شده

damosel's song

آهنگ نجات یافته

جملات نمونه

she was a noble damosel in the story.

او یک دوشیزه اصیل در داستان بود.

the knight promised to rescue the damosel.

شوالیه قول داد که دوشیزه را نجات دهد.

every hero seeks a fair damosel to save.

هر قهرمانی به دنبال یک دوشیزه زیبا برای نجات است.

the damosel awaited her prince's arrival.

دوشیزه منتظر رسیدن شاهزاده خود بود.

in the tale, the damosel was trapped in a tower.

در داستان، دوشیزه در یک برج به دام افتاده بود.

he wrote poems about the lovely damosel.

او در مورد دوشیزه زیبا شعر نوشت.

the damosel danced gracefully at the ball.

دوشیزه به طور ظریف در مهمانی رقصید.

legends often feature a brave damosel.

افسانه ها اغلب دارای یک دوشیزه شجاع هستند.

the damosel's beauty was renowned throughout the land.

زیبایی دوشیزه در سراسر سرزمین مشهور بود.

he vowed to protect the damosel at all costs.

او قول داد که به هر قیمتی از دوشیزه محافظت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید