dampnesses

[ایالات متحده]/ˈdæmpnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈdæmpnəsɪz/

ترجمه

n. حالت مرطوب بودن؛ رطوبت

عبارات و ترکیب‌ها

excessive dampnesses

رطوبت‌های بیش از حد

high dampnesses

رطوبت‌های زیاد

persistent dampnesses

رطوبت‌های مداوم

environmental dampnesses

رطوبت‌های محیطی

seasonal dampnesses

رطوبت‌های فصلی

measuring dampnesses

اندازه‌گیری رطوبت‌ها

controlling dampnesses

کنترل رطوبت‌ها

detecting dampnesses

تشخیص رطوبت‌ها

removing dampnesses

حذف رطوبت‌ها

monitoring dampnesses

نظارت بر رطوبت‌ها

جملات نمونه

the dampnesses in the basement caused mold to grow.

وجود رطوبت در زیرزمین باعث رشد کپک شد.

we need to address the dampnesses in the walls before painting.

ما باید قبل از نقاشی به رطوبت دیوارها رسیدگی کنیم.

excessive dampnesses can lead to health problems.

رطوبت بیش از حد می تواند منجر به مشکلات سلامتی شود.

the dampnesses in the air made it uncomfortable to breathe.

رطوبت هوا تنفس را ناخوشایند کرد.

we installed a dehumidifier to reduce the dampnesses in the room.

ما یک رطوبت‌زدا نصب کردیم تا رطوبت اتاق را کاهش دهد.

there were dampnesses on the ceiling after the rain.

پس از باران رطوبتی روی سقف وجود داشت.

it's important to check for dampnesses before buying a house.

قبل از خرید خانه مهم است که برای بررسی رطوبت اقدام کنید.

the dampnesses in the soil affect plant growth.

رطوبت در خاک بر رشد گیاهان تأثیر می گذارد.

they used fans to dry out the dampnesses in the carpet.

آنها از فن برای خشک کردن رطوبت فرش استفاده کردند.

identifying dampnesses early can save a lot of money on repairs.

تشخیص رطوبت در مراحل اولیه می تواند در تعمیرات صرفه جویی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید