dandles in hand
دستهها در دست
dandles around
دور و بر سر میبرد
she dandles
او سرگرم میکند
baby dandles
نوزاد سرگرم میکند
dandles with joy
با خوشی سرگرم میکند
he gently dandles
او به آرامی سرگرم میکند
dandles the toy
اسباببازی را سرگرم میکند
she playfully dandles
او به طور بازیگانه سرگرم میکند
dandles in delight
با خوشحالی سرگرم میکند
she dandles the baby gently in her arms.
او به آرامی و با ملایمت نوزاد را در آغوش خود میگیرد.
he loves to dandle his little sister on his knee.
او عاشق این است که خواهر کوچکش را روی زانویش بگیرد.
the grandmother often dandles her grandchildren.
مادربزرگ اغلب نوه هایش را در آغوش می گیرد.
parents often dandle their children to soothe them.
والدین اغلب بچههای خود را در آغوش میگیرند تا آنها را آرام کنند.
she dandled the puppy playfully.
او توله سگ را به طور بازیگانه در آغوش گرفت.
they like to dandle the toddler during playtime.
آنها دوست دارند در زمان بازی، کودک نوپا را در آغوش بگیرند.
he dandles the child to make her laugh.
او کودک را در آغوش می گیرد تا او را بخنداند.
they often dandle their pets to show affection.
آنها اغلب حیوانات خانگی خود را در آغوش می گیرند تا محبت خود را نشان دهند.
dandles in hand
دستهها در دست
dandles around
دور و بر سر میبرد
she dandles
او سرگرم میکند
baby dandles
نوزاد سرگرم میکند
dandles with joy
با خوشی سرگرم میکند
he gently dandles
او به آرامی سرگرم میکند
dandles the toy
اسباببازی را سرگرم میکند
she playfully dandles
او به طور بازیگانه سرگرم میکند
dandles in delight
با خوشحالی سرگرم میکند
she dandles the baby gently in her arms.
او به آرامی و با ملایمت نوزاد را در آغوش خود میگیرد.
he loves to dandle his little sister on his knee.
او عاشق این است که خواهر کوچکش را روی زانویش بگیرد.
the grandmother often dandles her grandchildren.
مادربزرگ اغلب نوه هایش را در آغوش می گیرد.
parents often dandle their children to soothe them.
والدین اغلب بچههای خود را در آغوش میگیرند تا آنها را آرام کنند.
she dandled the puppy playfully.
او توله سگ را به طور بازیگانه در آغوش گرفت.
they like to dandle the toddler during playtime.
آنها دوست دارند در زمان بازی، کودک نوپا را در آغوش بگیرند.
he dandles the child to make her laugh.
او کودک را در آغوش می گیرد تا او را بخنداند.
they often dandle their pets to show affection.
آنها اغلب حیوانات خانگی خود را در آغوش می گیرند تا محبت خود را نشان دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید