darkie

[ایالات متحده]/ˈdɑːki/
[بریتانیا]/ˈdɑrki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصطلاح توهین‌آمیز برای یک فرد سیاه‌پوست
Word Forms
جمعdarkies

عبارات و ترکیب‌ها

darkie night

شب تاریک

darkie humor

طنز تاریک

darkie tales

داستان‌های تاریک

darkie vibes

فضای تاریک

darkie world

جهان تاریک

darkie culture

فرهنگ تاریک

darkie style

سبک تاریک

darkie dreams

رویاهای تاریک

darkie thoughts

افکار تاریک

darkie magic

جادوی تاریک

جملات نمونه

the darkie in the corner seems to be lost in thought.

آن شخص سیاه‌پوست در گوشه به نظر می‌رسد در فکر فرو رفته است.

she painted a darkie landscape that captured the stormy sky.

او یک منظره تاریک‌رنگ نقاشی کرد که آسمان طوفانی را به تصویر می‌کشید.

the darkie shadows danced on the wall as the fire crackled.

سایه‌های تاریک‌رنگ روی دیوار می‌رقصیدند، زیرا آتش زبانه می‌کشید.

he wore a darkie hoodie that blended with the night.

او یک هودی تاریک‌رنگ پوشیده بود که با شب ترکیب شده بود.

the darkie alley felt eerie and deserted.

پس‌کوچه‌ی تاریک‌رنگ عجیب و متروکه به نظر می‌رسید.

as the sun set, the darkie clouds began to gather.

همانطور که خورشید غروب می‌کرد، ابرها تاریک‌رنگ شروع به جمع شدن کردند.

the darkie figure moved silently through the fog.

تصویر تاریک‌رنگ به آرامی از میان مه عبور کرد.

they found a darkie book filled with ancient secrets.

آنها یک کتاب تاریک‌رنگ پیدا کردند که با رازهای باستانی پر شده بود.

the darkie music set a mysterious mood for the evening.

موسیقی تاریک‌رنگ حال و هوای مرموزی را برای شب ایجاد کرد.

in the darkie room, whispers echoed off the walls.

در اتاق تاریک‌رنگ، زمزمه‌ها از دیوارها منعکس می‌شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید