darkland

[ایالات متحده]/ˈdɑːk.lænd/
[بریتانیا]/ˈdɑːrk.lænd/

ترجمه

n. یک مکان یا منطقه‌ای که تاریکی یا افسردگی را به خود می‌گیرد؛ عنوان یک آثار خاص (کتاب یا بازی).
شکل‌های واژه
جمعdarklands

عبارات و ترکیب‌ها

the darkland

پهلوان تاریک

darkland journey

سفر پهلوان تاریک

darkland secrets

سرایت‌های پهلوان تاریک

enter darkland

ورود به پهلوان تاریک

darkland realm

نواحی پهلوان تاریک

darkland shadows

سایه‌های پهلوان تاریک

darkland mystery

سرمایه‌های پهلوان تاریک

darkland waters

آبهای پهلوان تاریک

darkland king

پادشاه پهلوان تاریک

جملات نمونه

the darkland emerged from ancient myths.

تاریک‌زمین از افسانه‌های باستانی ظهور کرد.

she wandered through the darkland of her memories.

او از طریق تاریک‌زمین یادگارهای خود گشت.

the darkland threat looms over the kingdom.

تهدید تاریک‌زمین بر روی پادشاهی می‌نگرید.

heroes must venture into the darkland.

герояن باید به تاریک‌زمین بروند.

the darkland shadows swallowed the light.

سایه‌های تاریک‌زمین نور را بلعیدند.

he escaped the darkland of despair.

او از تاریک‌زمین امیدزدگی فرار کرد.

the darkland creature attacked at night.

موجود تاریک‌زمین در شب حمله کرد.

legends speak of the darkland queen.

افسانه‌ها درباره پادشاهه تاریک‌زمین حکایت می‌کنند.

the darkland portal opened suddenly.

درب تاریک‌زمین ناگهان باز شد.

they conquered the darkland evil.

آن‌ها شرور تاریک‌زمین را فتح کردند.

the darkland barrier protects the realm.

مانع تاریک‌زمین حوزه را حفظ می‌کند.

ancient maps show the darkland location.

نقشه‌های باستانی مکان تاریک‌زمین را نشان می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید