dastardlinesses abound
فریبکاریها فراوان هستند
dastardlinesses revealed
فریبکاریها آشکار شد
dastardlinesses exposed
فریبکاریها افشا شد
dastardlinesses continue
فریبکاریها ادامه دارد
dastardlinesses condemned
فریبکاریها محکوم شد
dastardlinesses discussed
در مورد فریبکاریها بحث شد
dastardlinesses acknowledged
فریبکاریها به رسمیت شناخته شد
dastardlinesses noted
فریبکاریها مورد توجه قرار گرفت
dastardlinesses challenged
فریبکاریها به چالش کشیده شد
dastardlinesses criticized
فریبکاریها مورد انتقاد قرار گرفت
his dastardlinesses were exposed during the trial.
افشای اعمال ننگین او در جریان محاکمه آشکار شد.
we must not tolerate such dastardlinesses in our society.
ما نباید چنین اعمال ننگین را در جامعه خود تحمل کنیم.
the dastardlinesses of the villain shocked everyone.
اعمال ننگینِ شرور، همه را شوکه کرد.
she spoke out against the dastardlinesses of corruption.
او با صدای بلند علیه اعمال ننگینِ فساد صحبت کرد.
his dastardlinesses were a betrayal of trust.
اعمال ننگین او خیانت به اعتماد بود.
the community united against the dastardlinesses of hate.
جامعه علیه اعمال ننگینِ نفرت متحد شد.
they documented the dastardlinesses of the regime.
آنها اعمال ننگینِ رژیم را مستند کردند.
his dastardlinesses were revealed in a shocking report.
اعمال ننگین او در یک گزارش تکان دهنده آشکار شد.
she could not comprehend the dastardlinesses of his actions.
او نمی توانست اعمال ننگین او را درک کند.
the movie portrayed the dastardlinesses of war.
فیلم، اعمال ننگینِ جنگ را به تصویر کشید.
dastardlinesses abound
فریبکاریها فراوان هستند
dastardlinesses revealed
فریبکاریها آشکار شد
dastardlinesses exposed
فریبکاریها افشا شد
dastardlinesses continue
فریبکاریها ادامه دارد
dastardlinesses condemned
فریبکاریها محکوم شد
dastardlinesses discussed
در مورد فریبکاریها بحث شد
dastardlinesses acknowledged
فریبکاریها به رسمیت شناخته شد
dastardlinesses noted
فریبکاریها مورد توجه قرار گرفت
dastardlinesses challenged
فریبکاریها به چالش کشیده شد
dastardlinesses criticized
فریبکاریها مورد انتقاد قرار گرفت
his dastardlinesses were exposed during the trial.
افشای اعمال ننگین او در جریان محاکمه آشکار شد.
we must not tolerate such dastardlinesses in our society.
ما نباید چنین اعمال ننگین را در جامعه خود تحمل کنیم.
the dastardlinesses of the villain shocked everyone.
اعمال ننگینِ شرور، همه را شوکه کرد.
she spoke out against the dastardlinesses of corruption.
او با صدای بلند علیه اعمال ننگینِ فساد صحبت کرد.
his dastardlinesses were a betrayal of trust.
اعمال ننگین او خیانت به اعتماد بود.
the community united against the dastardlinesses of hate.
جامعه علیه اعمال ننگینِ نفرت متحد شد.
they documented the dastardlinesses of the regime.
آنها اعمال ننگینِ رژیم را مستند کردند.
his dastardlinesses were revealed in a shocking report.
اعمال ننگین او در یک گزارش تکان دهنده آشکار شد.
she could not comprehend the dastardlinesses of his actions.
او نمی توانست اعمال ننگین او را درک کند.
the movie portrayed the dastardlinesses of war.
فیلم، اعمال ننگینِ جنگ را به تصویر کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید