datacommunication

[ایالات متحده]//ˌdeɪtəkəˌmjuːnɪˈkeɪʃn//
[بریتانیا]//ˌdeɪtəkəˌmjuːnɪˈkeɪʃn//

ترجمه

n. انتقال الکترونیکی داده بین کامپیوترها یا دستگاه‌های دیگر.؛ محصولات یا سیستم‌های ارتباط داده.؛ پنل یا ماژول ارتباط داده.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

datacommunication system

سیستم ارتباط داده

datacommunication networks

شبکه‌های ارتباط داده

datacommunication protocols

پروتکل‌های ارتباط داده

datacommunication technology

فناوری ارتباط داده

datacommunication infrastructure

زیرساخت‌های ارتباط داده

datacommunication channel

کانال ارتباط داده

datacommunication links

لینک‌های ارتباط داده

datacommunication equipment

تجهیزات ارتباط داده

datacommunication services

خدمات ارتباط داده

datacommunication security

امنیت ارتباط داده

جملات نمونه

the datacommunication infrastructure needs upgrading to support faster speeds.

بنیاد داده‌ای ارتباطی نیاز به به‌روزرسانی دارد تا سرعت‌های بالاتر را پشتیبانی کند.

our company invested heavily in datacommunication systems last year.

شرکت ما سال گذشته به طور چشمگیری در سیستم‌های ارتباطی داده‌ای سرمایه گذاری کرد.

the datacommunication network experienced a brief outage this morning.

شبکه ارتباطی داده‌ای امروز صبح توقف موقتی داشت.

advanced datacommunication protocols ensure secure data transfer.

پروتکل‌های پیشرفته ارتباطی داده‌ای انتقال امن داده‌ها را تضمین می‌کنند.

the technician specializes in datacommunication maintenance and repair.

تکنیسیون در نگهداری و تعمیر ارتباطی داده‌ای متخصص است.

modern datacommunication standards have improved significantly.

استانداردهای ارتباطی داده‌ای مدرن به طور قابل توجهی بهبود یافته‌اند.

the datacommunication department is responsible for network connectivity.

بخش ارتباطی داده‌ای مسئول اتصال شبکه است.

we require reliable datacommunication for video conferencing.

ما نیاز به ارتباطی داده‌ای قابل اعتماد برای کنفرانس ویدئویی داریم.

the datacommunication cables were installed yesterday.

کابل‌های ارتباطی داده‌ای دیروز نصب شدند.

faulty datacommunication equipment caused the delay.

تجهیزات ارتباطی داده‌ای معیوب باعث تاخیر شدند.

the university offers a course in datacommunication technology.

دانشگاه یک دوره در فناوری ارتباطی داده‌ای ارائه می‌دهد.

efficient datacommunication reduces operational costs.

ارتباطی داده‌ای کارآمد هزینه‌های عملیاتی را کاهش می‌دهد.

satellite datacommunication provides global connectivity.

ارتباطی داده‌ای ماهواره‌ای اتصال جهانی را فراهم می‌کند.

the datacommunication industry continues to evolve rapidly.

صنعت ارتباطی داده‌ای به سرعت در حال تکامل است.

wireless datacommunication has become increasingly popular.

ارتباطی داده‌ای بی‌سیم به طور چشمگیری محبوب شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید