davidic

[ایالات متحده]/dəˈvɪdɪk/
[بریتانیا]/dəˈvɪdɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به داوود یا نسل‌های او در کتاب مقدس

عبارات و ترکیب‌ها

davidic covenant

عهد داویدی

davidic lineage

نسب داویدی

davidic psalms

مزامیر داویدی

davidic king

شاه داوودی

davidic dynasty

دودمان داوودی

davidic promise

وعده داویدی

davidic throne

تاج و تخت داوودی

davidic heritage

میراث داوودی

davidic worship

عبادت داویدی

davidic anointing

تلمذ داوودی

جملات نمونه

his leadership style is often described as davidic.

سبک رهبری او اغلب به عنوان داویدی توصیف می‌شود.

the davidic lineage has significant historical importance.

تبار داویدی از اهمیت تاریخی قابل توجهی برخوردار است.

many believe that the davidic covenant still holds relevance today.

بسیاری معتقدند که پیمان داویدی هنوز هم امروز مرتبط است.

she wrote a paper on the davidic themes in literature.

او مقاله‌ای در مورد مضامین داویدی در ادبیات نوشت.

the davidic psalms are often sung in religious ceremonies.

مزامیر داویدی اغلب در مراسم مذهبی خوانده می‌شوند.

his art reflects a davidic sense of beauty and strength.

هنر او بازتابی از حس زیبایی و قدرت داویدی است.

the davidic tradition has influenced many cultures.

آداب داویدی بر بسیاری از فرهنگ‌ها تأثیر گذاشته است.

they discussed the implications of a davidic monarchy.

آنها پیامدهای یک سلطنت داویدی را مورد بحث قرار دادند.

in theology, the davidic promise is a key concept.

در الهیات، وعده داویدی یک مفهوم کلیدی است.

his speech had a davidic quality that inspired the audience.

سخنرانی او دارای کیفیتی داویدی بود که مخاطبان را الهام بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید