day-trippers flock
گردشگران روز
weekend day-trippers
گردشگران روز جمعه و شنبه
attracting day-trippers
جذب گردشگران روز
day-tripper crowds
گردهمایی گردشگران روز
local day-trippers
گردشگران روز محلی
day-trippers arrive
گردشگران روز وارد میشوند
many day-trippers
بیشتر گردشگران روز
day-tripper season
فصل گردشگران روز
chasing day-trippers
پیگیری گردشگران روز
first-time day-trippers
گردشگران روز اولین بار
the coastal town was overrun with day-trippers during the summer months.
شهر ساحلی در ماههای تابستانی توسط گروههای یکروزه فراگرفته شد.
we warned the locals about the influx of day-trippers on weekends.
ما مردم محلی را درباره ورود گستردهی گروههای یکروزه در ایام ایتام هشدار دادیم.
the parking lot was full of cars belonging to day-trippers.
پارکینگ پر از ماشینهای متعلق به گروههای یکروزه بود.
the souvenir shops cater specifically to day-trippers seeking mementos.
فروشگاههای هدیه به طور خاص برای گروههای یکروزه که به دنبال یادگارهایی هستند تهیه شدهاند.
the train station was bustling with day-trippers heading to the coast.
ایستگاه راهآهن با گروههای یکروزهای که به ساحل میروند پر بود.
many day-trippers brought their own picnics to enjoy by the lake.
بسیاری از گروههای یکروزه خودشان ساندویچهایی را به همراه میآوردند تا در کنار دریاچه لذت ببرند.
the local council is trying to manage the impact of day-trippers on the village.
شورای محلی در حال تلاش برای کنترل تأثیر گروههای یکروزه بر روستا است.
the ice cream vendor did a brisk trade with the day-trippers.
فروشندهی آیس کريم با گروههای یکروزه تجارتی سریع داشت.
day-trippers often underestimate the travel time back to the city.
گروههای یکروزه اغلب زمان سفر بازمیگردند به شهر را کمبُرداری میکنند.
we saw hordes of day-trippers exploring the historic castle ruins.
ما گروههای بزرگی از گروههای یکروزه را در حال کاوش در باقیماندههای کلیسا تاریخی دیدیم.
the cafe was packed with day-trippers enjoying afternoon tea.
کافیشات با گروههای یکروزهای پر بود که چای بعد از ظهر را لذت میبردند.
day-trippers flock
گردشگران روز
weekend day-trippers
گردشگران روز جمعه و شنبه
attracting day-trippers
جذب گردشگران روز
day-tripper crowds
گردهمایی گردشگران روز
local day-trippers
گردشگران روز محلی
day-trippers arrive
گردشگران روز وارد میشوند
many day-trippers
بیشتر گردشگران روز
day-tripper season
فصل گردشگران روز
chasing day-trippers
پیگیری گردشگران روز
first-time day-trippers
گردشگران روز اولین بار
the coastal town was overrun with day-trippers during the summer months.
شهر ساحلی در ماههای تابستانی توسط گروههای یکروزه فراگرفته شد.
we warned the locals about the influx of day-trippers on weekends.
ما مردم محلی را درباره ورود گستردهی گروههای یکروزه در ایام ایتام هشدار دادیم.
the parking lot was full of cars belonging to day-trippers.
پارکینگ پر از ماشینهای متعلق به گروههای یکروزه بود.
the souvenir shops cater specifically to day-trippers seeking mementos.
فروشگاههای هدیه به طور خاص برای گروههای یکروزه که به دنبال یادگارهایی هستند تهیه شدهاند.
the train station was bustling with day-trippers heading to the coast.
ایستگاه راهآهن با گروههای یکروزهای که به ساحل میروند پر بود.
many day-trippers brought their own picnics to enjoy by the lake.
بسیاری از گروههای یکروزه خودشان ساندویچهایی را به همراه میآوردند تا در کنار دریاچه لذت ببرند.
the local council is trying to manage the impact of day-trippers on the village.
شورای محلی در حال تلاش برای کنترل تأثیر گروههای یکروزه بر روستا است.
the ice cream vendor did a brisk trade with the day-trippers.
فروشندهی آیس کريم با گروههای یکروزه تجارتی سریع داشت.
day-trippers often underestimate the travel time back to the city.
گروههای یکروزه اغلب زمان سفر بازمیگردند به شهر را کمبُرداری میکنند.
we saw hordes of day-trippers exploring the historic castle ruins.
ما گروههای بزرگی از گروههای یکروزه را در حال کاوش در باقیماندههای کلیسا تاریخی دیدیم.
the cafe was packed with day-trippers enjoying afternoon tea.
کافیشات با گروههای یکروزهای پر بود که چای بعد از ظهر را لذت میبردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید