| جمع | dayworks |
daywork hours
ساعات کار روزانه
daywork schedule
برنامه کاری روزانه
daywork policy
سیاست کار روزانه
daywork benefits
مزایای کار روزانه
daywork rates
نرخهای کار روزانه
daywork contract
قرارداد کار روزانه
daywork tasks
وظایف کار روزانه
daywork requirements
الزامات کار روزانه
daywork team
تیم کار روزانه
he prefers daywork to night shifts.
او ترجیح میدهد در طول روز کار کند تا شیفتهای شب.
daywork allows for a better work-life balance.
کار روزانه به شما این امکان را میدهد که تعادل بهتری بین کار و زندگی داشته باشید.
many people seek daywork opportunities in their area.
بسیاری از مردم به دنبال فرصتهای شغلی روزانه در منطقه خود هستند.
she found daywork that fits her schedule perfectly.
او شغلی روزانه پیدا کرد که به طور کامل با برنامه او مطابقت دارد.
daywork is often more stable than freelance jobs.
کار روزانه اغلب از مشاغل آزاد پایدارتر است.
he enjoys the routine that comes with daywork.
او از روال همراه با کار روزانه لذت میبرد.
daywork can be less stressful than working at night.
کار روزانه میتواند کمتر از کار در شب استرسزا باشد.
finding daywork in the summer can be challenging.
پیدا کردن کار روزانه در تابستان میتواند چالشبرانگیز باشد.
she prefers the social aspect of daywork.
او از جنبه اجتماعی کار روزانه لذت میبرد.
daywork gives him time to pursue his hobbies in the evening.
کار روزانه به او زمان میدهد تا در شب به دنبال سرگرمیهای خود برود.
daywork hours
ساعات کار روزانه
daywork schedule
برنامه کاری روزانه
daywork policy
سیاست کار روزانه
daywork benefits
مزایای کار روزانه
daywork rates
نرخهای کار روزانه
daywork contract
قرارداد کار روزانه
daywork tasks
وظایف کار روزانه
daywork requirements
الزامات کار روزانه
daywork team
تیم کار روزانه
he prefers daywork to night shifts.
او ترجیح میدهد در طول روز کار کند تا شیفتهای شب.
daywork allows for a better work-life balance.
کار روزانه به شما این امکان را میدهد که تعادل بهتری بین کار و زندگی داشته باشید.
many people seek daywork opportunities in their area.
بسیاری از مردم به دنبال فرصتهای شغلی روزانه در منطقه خود هستند.
she found daywork that fits her schedule perfectly.
او شغلی روزانه پیدا کرد که به طور کامل با برنامه او مطابقت دارد.
daywork is often more stable than freelance jobs.
کار روزانه اغلب از مشاغل آزاد پایدارتر است.
he enjoys the routine that comes with daywork.
او از روال همراه با کار روزانه لذت میبرد.
daywork can be less stressful than working at night.
کار روزانه میتواند کمتر از کار در شب استرسزا باشد.
finding daywork in the summer can be challenging.
پیدا کردن کار روزانه در تابستان میتواند چالشبرانگیز باشد.
she prefers the social aspect of daywork.
او از جنبه اجتماعی کار روزانه لذت میبرد.
daywork gives him time to pursue his hobbies in the evening.
کار روزانه به او زمان میدهد تا در شب به دنبال سرگرمیهای خود برود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید