dealmaker

[ایالات متحده]/ˈdiːlˌmeɪkər/
[بریتانیا]/ˈdiːlˌmeɪkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که معاملات تجاری یا سیاسی انجام می‌دهد یا نتیجه‌گیری می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

master dealmaker

Persian_translation

جملات نمونه

he's known as a master dealmaker in the tech industry.

او به عنوان یک مذاکره‌کننده ماهر در صنعت فناوری شناخته می‌شود.

the dealmaker's reputation precedes him in business circles.

شهرت مذاکره‌کننده در محافل تجاری پیش از اوست.

a skilled dealmaker can turn any negotiation to their advantage.

یک مذاکره‌کننده ماهر می‌تواند هر مذاکره‌ای را به نفع خود تغییر دهد.

she is one of the top dealmakers on wall street.

او یکی از بهترین مذاکره‌کنندگان وال استریت است.

the dealmaker's mentality focuses on win-win outcomes.

نگرش مذاکره‌کننده بر دستیابی به نتایج برد-برد متمرکز است.

real estate dealmakers thrive in competitive markets.

مذاکره‌کنندگان املاک و مستغلات در بازارهای رقابتی شکوفا می‌شوند.

the corporate dealmaker closed three major acquisitions this year.

مذاکره‌کننده شرکتی امسال سه خرید بزرگ را به اتمام رساند.

a natural dealmaker knows how to read people.

یک مذاکره‌کننده ذاتی می‌داند چگونه افراد را بخواند.

the dealmaker's tactics involve patience and strategic timing.

تاکتیک‌های مذاکره‌کننده شامل صبر و زمان‌بندی استراتژیک است.

he's a dealmaker and breaker who reshapes entire industries.

او یک مذاکره‌کننده و شکست‌دهنده است که کل صنایع را بازسازی می‌کند.

the dealmaker personality thrives under pressure.

شخصیت مذاکره‌کننده تحت فشار شکوفا می‌شود.

successful dealmakers build long-term relationships.

مذاکره‌کنندگان موفق روابط بلندمدت ایجاد می‌کنند.

deal makers need both charm and assertiveness.

مذاکره‌کنندگان به هر دو جذابیت و قاطعیت نیاز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید