deanships

[ایالات متحده]/ˈdiːnʃɪp/
[بریتانیا]/ˈdiːnʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موقعیت یا سمت یک دکانی; نقش یا مسئولیت‌های یک دکانی

عبارات و ترکیب‌ها

deanship position

موقعیت معاونت

deanship office

دفتر معاونت

deanship role

نقش معاونت

deanship responsibilities

مسئولیت‌های معاونت

deanship selection

انتخاب معاونت

deanship candidates

نامزدهای معاونت

deanship application

درخواست معاونت

deanship committee

کمیته معاونت

deanship meeting

جلسه معاونت

deanship duties

وظایف معاونت

جملات نمونه

the deanship of the college is responsible for academic policies.

معاونت دانشگاه مسئول سیاست‌های آموزشی است.

she was appointed to the deanship after years of service.

او پس از سال‌ها خدمت به معاونت منصوب شد.

the deanship plays a crucial role in faculty recruitment.

معاونت نقش مهمی در استخدام اساتید ایفا می‌کند.

he is currently pursuing a deanship at a prestigious university.

او در حال حاضر در حال پیگیری معاونتی در یک دانشگاه معتبر است.

the deanship oversees the budget and resource allocation.

معاونت بر بودجه و تخصیص منابع نظارت می‌کند.

her vision for the deanship includes innovative teaching methods.

چشم‌انداز او برای معاونت شامل روش‌های تدریس نوآورانه است.

the deanship is often a stepping stone to higher administrative roles.

معاونت اغلب یک گام به سمت نقش‌های اداری بالاتر است.

collaboration between departments is encouraged by the deanship.

همکاری بین دپارتمان‌ها توسط معاونت تشویق می‌شود.

the deanship hosts regular meetings to discuss student affairs.

معاونت به طور منظم جلساتی برای بحث در مورد امور دانشجویی برگزار می‌کند.

he expressed interest in the deanship during the faculty meeting.

او علاقه خود را به معاونت در جلسه faculty اعلام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید