dearer than gold
گرانبهاتر از طلا
dearer to me
گرانبهاتر برای من
growing dearer
روز به روز گرانبهاتر
dearer still
هنوز هم گرانبهاتر
dearer friend
دوست گرانبهاتر
dearer memory
یاد گرانبهاتر
dearer now
اکنون گرانبهاتر
dearer to all
گرانبهاتر برای همه
dearer to her
گرانبهاتر برای او
dearer than life
گرانبهاتر از زندگی
my car is much dearer to me than yours.
ماشین من بسیار برایم با ارزش تر از ماشین شماست.
the cost of living has become significantly dearer recently.
هزینه زندگی اخیراً به طور قابل توجهی بالاتر رفته است.
he found the new model considerably dearer than the old one.
او مدل جدید را به طور قابل توجهی گران تر از مدل قدیمی یافت.
she held her grandchildren very dearer than anything else.
او نوه هایش را بسیار بیشتر از هر چیز دیگری دوست داشت.
the antique shop offered a dearer price for the vase.
فروشگاه عتیقه برای گلدان قیمت بالاتری پیشنهاد کرد.
the experience made their friendship even dearer to them.
این تجربه دوستی آنها را حتی با ارزش تر کرد.
the memory of her is always dearer than words can say.
خاطره او همیشه از آن چیزی که کلمات می توانند بیان کنند، با ارزش تر است.
he felt a dearer connection to his hometown than the city.
او ارتباط عمیق تری با زادگاهش نسبت به شهر احساس کرد.
the project became dearer to her heart as time went on.
با گذشت زمان، پروژه برای او ارزشمندتر شد.
the thought of their children made the future seem dearer.
فکر کردن به فرزندانشان آینده را امیدوار کننده تر جلوه داد.
the old photographs held a dearer place in her memory.
عکس های قدیمی جایگاه ویژه تری در خاطره او داشتند.
dearer than gold
گرانبهاتر از طلا
dearer to me
گرانبهاتر برای من
growing dearer
روز به روز گرانبهاتر
dearer still
هنوز هم گرانبهاتر
dearer friend
دوست گرانبهاتر
dearer memory
یاد گرانبهاتر
dearer now
اکنون گرانبهاتر
dearer to all
گرانبهاتر برای همه
dearer to her
گرانبهاتر برای او
dearer than life
گرانبهاتر از زندگی
my car is much dearer to me than yours.
ماشین من بسیار برایم با ارزش تر از ماشین شماست.
the cost of living has become significantly dearer recently.
هزینه زندگی اخیراً به طور قابل توجهی بالاتر رفته است.
he found the new model considerably dearer than the old one.
او مدل جدید را به طور قابل توجهی گران تر از مدل قدیمی یافت.
she held her grandchildren very dearer than anything else.
او نوه هایش را بسیار بیشتر از هر چیز دیگری دوست داشت.
the antique shop offered a dearer price for the vase.
فروشگاه عتیقه برای گلدان قیمت بالاتری پیشنهاد کرد.
the experience made their friendship even dearer to them.
این تجربه دوستی آنها را حتی با ارزش تر کرد.
the memory of her is always dearer than words can say.
خاطره او همیشه از آن چیزی که کلمات می توانند بیان کنند، با ارزش تر است.
he felt a dearer connection to his hometown than the city.
او ارتباط عمیق تری با زادگاهش نسبت به شهر احساس کرد.
the project became dearer to her heart as time went on.
با گذشت زمان، پروژه برای او ارزشمندتر شد.
the thought of their children made the future seem dearer.
فکر کردن به فرزندانشان آینده را امیدوار کننده تر جلوه داد.
the old photographs held a dearer place in her memory.
عکس های قدیمی جایگاه ویژه تری در خاطره او داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید