debarking

[ایالات متحده]/dɪˈbɑːkɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈbɑrkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل حذف پوست از درخت؛ عمل پیاده شدن از کشتی یا هواپیما؛ فرآیند تخلیه بار

عبارات و ترکیب‌ها

debarking process

فرآیند پوست کندن

debarking machine

ماشین پوست کندن

debarking wood

چوب پوست‌کنده

debarking logs

تنه درخت پوست‌کنده

debarking operation

عملیات پوست کندن

debarking technique

تکنیک پوست کندن

debarking plant

کارخانه پوست کندن

debarking equipment

تجهیزات پوست کندن

debarking system

سیستم پوست کندن

جملات نمونه

the dog was debarking at the sound of the doorbell.

سگ در حال از بین بردن صدا در پاسخ به صدای زنگ در بود.

debarking is a common behavior in some breeds.

از بین بردن صدا یک رفتار رایج در برخی از نژادها است.

we noticed debarking in our puppy when it got excited.

ما متوجه شدیم که توله سگ ما در هنگام هیجان از بین بردن صدا دارد.

debarking can be a sign of anxiety in dogs.

از بین بردن صدا می تواند نشانه ای از اضطراب در سگ ها باشد.

some owners consider debarking to reduce noise.

برخی از صاحبان از بین بردن صدا را برای کاهش سر و صدا در نظر می گیرند.

training can help reduce unnecessary debarking.

آموزش می تواند به کاهش از بین بردن صداهای غیر ضروری کمک کند.

debarking can disturb neighbors if not managed.

اگر مدیریت نشود، از بین بردن صدا می تواند همسایه ها را آزار دهد.

the vet suggested methods to control debarking.

پزشک دامپزشکی روش هایی را برای کنترل از بین بردن صدا پیشنهاد کرد.

debarking often occurs when dogs are left alone.

از بین بردن صدا اغلب زمانی اتفاق می افتد که سگ ها تنها رها می شوند.

understanding debarking behavior is key to training.

درک رفتار از بین بردن صدا برای آموزش کلیدی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید