debarment

[ایالات متحده]/dɪˈbɑːmənt/
[بریتانیا]/dɪˈbɑrmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل حذف یا جلوگیری از ورود کسی به یک مکان یا فعالیت

عبارات و ترکیب‌ها

debarment notice

هشدار تعلیق

debarment period

مدت تعلیق

debarment process

فرآیند تعلیق

debarment action

اقدام تعلیق

debarment decision

تصمیم تعلیق

debarment appeal

اعتراض تعلیق

debarment order

دستور تعلیق

debarment policy

سیاست تعلیق

debarment review

بررسی تعلیق

debarment list

لیست تعلیق

جملات نمونه

the debarment from the competition was unexpected.

حذف غیرمنتظره از مسابقه بود.

his debarment was a result of repeated violations.

حذف او نتیجه تخلفات مکرر بود.

she faced debarment due to her unethical practices.

او به دلیل رفتارهای غیراخلاقی خود با محرومیت مواجه شد.

the debarment process can take several weeks.

فرآیند حذف ممکن است چند هفته طول بکشد.

after the debarment, he sought legal advice.

پس از حذف، او به دنبال مشاوره حقوقی بود.

debarment can severely impact one's career.

حذف می‌تواند به طور جدی بر زندگی حرفه‌ای یک فرد تأثیر بگذارد.

they appealed the debarment decision to the board.

آنها تصمیم حذف را به هیئت مدیره شکایت کردند.

understanding the reasons for debarment is crucial.

درک دلایل حذف بسیار مهم است.

his debarment from government contracts was justified.

حذف او از قراردادهای دولتی توجیه می‌شد.

the company implemented a debarment policy last year.

شرکت سال گذشته یک سیاست حذف را اجرا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید