debars from
از آن باز میدارد
debars access
دسترسی را ممنوع میکند
debars entry
ورود را ممنوع میکند
debars participation
شرکت را ممنوع میکند
debars rights
حقوق را سلب میکند
debars individuals
افراد را باز میدارد
debars members
اعضا را باز میدارد
debars students
دانشجویان را باز میدارد
debars groups
گروهها را باز میدارد
debars companies
شرکتها را باز میدارد
the committee decided to debar him from participating in the event.
کمیته تصمیم گرفت او را از شرکت در رویداد محروم کند.
his actions may debar him from future promotions.
اقدامات او ممکن است او را از ارتقاءهای آینده محروم کند.
they were debarred from entering the competition due to rule violations.
آنها به دلیل نقض قوانین از ورود به مسابقه محروم شدند.
debarring individuals from the program can lead to controversy.
حرم کردن افراد از برنامه میتواند منجر به جنجال شود.
the school has the right to debar students for misconduct.
مدرسه حق دارد دانشجویان را به دلیل سوء رفتارها محروم کند.
she was debarred from the club after repeated offenses.
او پس از تخلفات مکرر از باشگاه محروم شد.
legal issues can debar a candidate from running for office.
مشکلات قانونی میتواند یک نامزد را از شرکت در انتخابات منع کند.
debarring someone without a fair hearing is unjust.
حرم کردن کسی بدون یک دادرسی منصفانه غیر عادلانه است.
the organization may debar members who fail to meet the standards.
سازمان ممکن است افرادی را که نتوانند استانداردهای لازم را برآورده کنند، محروم کند.
to debar them from the meeting would be a serious mistake.
حرم کردن آنها از جلسه یک اشتباه بزرگ خواهد بود.
debars from
از آن باز میدارد
debars access
دسترسی را ممنوع میکند
debars entry
ورود را ممنوع میکند
debars participation
شرکت را ممنوع میکند
debars rights
حقوق را سلب میکند
debars individuals
افراد را باز میدارد
debars members
اعضا را باز میدارد
debars students
دانشجویان را باز میدارد
debars groups
گروهها را باز میدارد
debars companies
شرکتها را باز میدارد
the committee decided to debar him from participating in the event.
کمیته تصمیم گرفت او را از شرکت در رویداد محروم کند.
his actions may debar him from future promotions.
اقدامات او ممکن است او را از ارتقاءهای آینده محروم کند.
they were debarred from entering the competition due to rule violations.
آنها به دلیل نقض قوانین از ورود به مسابقه محروم شدند.
debarring individuals from the program can lead to controversy.
حرم کردن افراد از برنامه میتواند منجر به جنجال شود.
the school has the right to debar students for misconduct.
مدرسه حق دارد دانشجویان را به دلیل سوء رفتارها محروم کند.
she was debarred from the club after repeated offenses.
او پس از تخلفات مکرر از باشگاه محروم شد.
legal issues can debar a candidate from running for office.
مشکلات قانونی میتواند یک نامزد را از شرکت در انتخابات منع کند.
debarring someone without a fair hearing is unjust.
حرم کردن کسی بدون یک دادرسی منصفانه غیر عادلانه است.
the organization may debar members who fail to meet the standards.
سازمان ممکن است افرادی را که نتوانند استانداردهای لازم را برآورده کنند، محروم کند.
to debar them from the meeting would be a serious mistake.
حرم کردن آنها از جلسه یک اشتباه بزرگ خواهد بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید