debaucheries

[ایالات متحده]/dɪˈbɔːʃəriz/
[بریتانیا]/dɪˈbɔːtʃəriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراط در لذت‌های حسی

عبارات و ترکیب‌ها

moral debaucheries

فسادهای اخلاقی

indulgent debaucheries

فسادهای مفسدانه

sensual debaucheries

فسادهای حسی

public debaucheries

فسادهای علنی

wild debaucheries

فسادهای وحشیانه

excessive debaucheries

فسادهای بیش از حد

sexual debaucheries

فسادهای جنسی

debaucheries revealed

افشای فساد

debaucheries exposed

بر ملا شدن فساد

debaucheries abound

فساد فراوان است

جملات نمونه

his debaucheries led to a life of excess.

عیازی‌های او منجر به زندگی پر تب و تاب شد.

the party was filled with debaucheries and wild behavior.

جشن به عیازی و رفتار دیوانه وار آلوده بود.

she regretted her debaucheries from the previous night.

او عیازی‌های شب قبل را پشیمان بود.

debaucheries often come with consequences.

عیازی‌ها اغلب با عواقب همراه هستند.

his life was a series of debaucheries and poor choices.

زندگی او مجموعه‌ای از عیازی‌ها و انتخاب‌های نادرست بود.

they indulged in debaucheries during their vacation.

آنها در تعطیلات خود به عیازی پرداختند.

debaucheries can lead to health issues over time.

عیازی‌ها می‌توانند در طول زمان منجر به مشکلات سلامتی شوند.

he was known for his debaucheries among his friends.

او به خاطر عیازی‌هایش در بین دوستانش معروف بود.

her stories of debaucheries were legendary.

داستان‌های او از عیازی افسانه‌ای بودند.

they were caught up in a world of debaucheries.

آنها در دنیایی از عیازی گرفتار شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید