acknowledge sinfulness
تصدیق گناهکاری
recognize sinfulness
تشخیص گناهکاری
overcome sinfulness
غلبه بر گناهکاری
confess sinfulness
اعتراف به گناهکاری
address sinfulness
رسیدگی به گناهکاری
reject sinfulness
رد گناهکاری
combat sinfulness
مقابله با گناهکاری
embrace sinfulness
پذیرش گناهکاری
expose sinfulness
افشای گناهکاری
understand sinfulness
درک گناهکاری
his sinfulness was evident in his actions.
گناهکاری او در اعمالش آشکار بود.
she sought forgiveness for her sinfulness.
او طلب بخشش برای گناهکاری خود کرد.
the story explores the theme of sinfulness.
داستان مضمونه گناهکاری را بررسی میکند.
he struggled with feelings of sinfulness.
او با احساسات گناهکاری دست و پنجه نرم کرد.
they discussed the consequences of sinfulness.
آنها درباره عواقب گناهکاری بحث کردند.
her sinfulness haunted her dreams.
گناهکاری او رویاهایش را آزار میداد.
sinfulness can lead to a path of destruction.
گناهکاری میتواند منجر به مسیری ویرانگر شود.
he wrote a book about the nature of sinfulness.
او کتابی درباره ماهیت گناهکاری نوشت.
they believed in redemption despite their sinfulness.
آنها با وجود گناهکاری خود به رستگاری باور داشتند.
her sinfulness was a source of great inner conflict.
گناهکاری او منبع درگیری درونی زیادی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید