debiting

[ایالات متحده]/ˈdɛbɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdɛbɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری debit

عبارات و ترکیب‌ها

debiting account

شارژ حساب

debiting fees

هزینه های شارژ

debiting transactions

تراکنش های شارژ

debiting balance

شارژ موجودی

debiting charges

هزینه های شارژ

debiting services

خدمات شارژ

debiting payments

پرداخت های شارژ

debiting method

روش شارژ

debiting options

گزینه های شارژ

debiting limits

محدودیت های شارژ

جملات نمونه

debiting the account will reduce the available balance.

کسر کردن موجودی از حساب، موجودی قابل دسترس را کاهش می‌دهد.

he was surprised by the debiting of his credit card.

او از کسر کارت اعتباری‌اش متعجب شد.

debiting monthly fees can help manage expenses.

کسر کردن هزینه‌های ماهانه می‌تواند به مدیریت هزینه‌ها کمک کند.

she noticed that debiting transactions were not always accurate.

او متوجه شد که تراکنش‌های کسر همیشه دقیق نیستند.

they are considering debiting directly from their bank account.

آنها در حال بررسی کسر مستقیم از حساب بانکی خود هستند.

debiting the subscription fee is done automatically each month.

کسر هزینه اشتراک به طور خودکار هر ماه انجام می‌شود.

he set up debiting for his utility bills.

او کسر قبوض خدمات را تنظیم کرد.

debiting services can simplify financial management.

خدمات کسر می‌توانند مدیریت مالی را ساده کنند.

she prefers debiting instead of writing checks.

او ترجیح می‌دهد به جای نوشتن چک، کسر کند.

debiting fees can vary between different banks.

هزینه‌های کسر می‌توانند بین بانک‌های مختلف متفاوت باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید