| قسمت سوم فعل | debriefed |
| شکل سوم شخص مفرد | debriefs |
| زمان گذشته | debriefed |
| صفت یا فعل حال استمراری | debriefing |
| جمع | debriefs |
post-mission debrief
گزارش پس از ماموریت
conduct a debriefing
انجام ارزیابی پس از اتمام
employee debrief
ارزیابی پس از اتمام کارمندان
debrief session
جلسه ارزیابی
together they debriefed their two colleagues.
آنها با هم، همکارانشان را در مورد آن به طور کامل بررسی کردند.
We debriefed our pilot after he had flown over the enemy’s land.
ما خلبان خود را پس از پرواز بر فراز سرزمین دشمن، به طور کامل بررسی کردیم.
After the mission, the team gathered to debrief and discuss their findings.
پس از ماموریت، تیم گرد هم آمد تا عملکرد خود را بررسی و یافتههای خود را مورد بحث قرار دهد.
The officer was debriefed by his superiors about the operation.
سرباز توسط مافوقهایش در مورد عملیات مورد بررسی قرار گرفت.
It is important to debrief employees after a challenging project to gather feedback.
پس از یک پروژه چالش برانگیز، مهم است که کارکنان را مورد بررسی قرار دهید تا بازخورد جمع آوری کنید.
The therapist debriefed the patient after a difficult therapy session.
درمانگر بیمار را پس از یک جلسه درمانی دشوار مورد بررسی قرار داد.
The students debriefed each other on their group project to reflect on what went well and what could be improved.
دانشجویان با یکدیگر در مورد پروژه گروهی خود صحبت کردند تا در مورد آنچه خوب پیش رفته و چه چیزی قابل بهبود است، فکر کنند.
The pilot was debriefed by the aviation authorities after the emergency landing.
خلبان پس از فرود اضطراری توسط مقامات هوانوردی مورد بررسی قرار گرفت.
The debriefing session provided valuable insights for the team to improve their performance in the future.
جلسه بررسی، بینشهای ارزشمندی را برای بهبود عملکرد تیم در آینده ارائه داد.
The manager scheduled a debrief with the sales team to review the results of the latest marketing campaign.
مدیر یک جلسه بررسی با تیم فروش برای بررسی نتایج آخرین کمپین بازاریابی برنامه ریزی کرد.
The debriefing process helps in identifying strengths and weaknesses in a project.
فرآیند بررسی به شناسایی نقاط قوت و ضعف در یک پروژه کمک می کند.
The debrief after the simulation exercise allowed the participants to assess their performance and learn from the experience.
بررسی پس از تمرین شبیه سازی به شرکت کنندگان این امکان را داد تا عملکرد خود را ارزیابی کرده و از تجربه خود درس بگیرند.
We come back, we analyze, we debrief.
ما بازمیگردیم، تجزیه و تحلیل میکنیم، گزارش میدهیم.
منبع: Interstellar Original SoundtrackFull debrief with Internal Affairs, even on a good shoot.
گزارش کامل با امور داخلی، حتی در مورد یک عملیات موفق.
منبع: TV series Person of Interest Season 2That's not how she put it in her debrief.
اینطور که او در گزارش خود بیان نکرد.
منبع: TV series Person of Interest Season 3What's the problem with many of these psychological experiment? That you have to debrief.
مشکل بسیاری از این آزمایشهای روانشناختی چیست؟ اینکه باید گزارش دهید.
منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.Exactly. You have to debrief. So six months later, the study was over.
دقیقاً. شما باید گزارش دهید. بنابراین شش ماه بعد، مطالعه به پایان رسید.
منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.You come back to base, hey, we don't need a debrief.
شما به پایگاه بازمیگردید، اوه، نیازی به گزارش نداریم.
منبع: Huberman LabNormally this is how I debrief it, whether with them or on my own.
معمولاً من اینطور آن را گزارش میکنم، چه با آنها و چه به تنهایی.
منبع: Accompany you to sleep.The company brought us back 'cause we had to be debriefed by HR.
شرکت ما را برگرداند زیرا باید توسط منابع انسانی گزارش دهیم.
منبع: The Newsroom Season 2You're doing the debrief without me?
شما بدون من گزارش میدهید؟
منبع: Homeland Season 2If you’re a believer, we have to debrief you.
اگر معتقد هستید، باید شما را گزارش دهیم.
منبع: Complete English Speech Collectionpost-mission debrief
گزارش پس از ماموریت
conduct a debriefing
انجام ارزیابی پس از اتمام
employee debrief
ارزیابی پس از اتمام کارمندان
debrief session
جلسه ارزیابی
together they debriefed their two colleagues.
آنها با هم، همکارانشان را در مورد آن به طور کامل بررسی کردند.
We debriefed our pilot after he had flown over the enemy’s land.
ما خلبان خود را پس از پرواز بر فراز سرزمین دشمن، به طور کامل بررسی کردیم.
After the mission, the team gathered to debrief and discuss their findings.
پس از ماموریت، تیم گرد هم آمد تا عملکرد خود را بررسی و یافتههای خود را مورد بحث قرار دهد.
The officer was debriefed by his superiors about the operation.
سرباز توسط مافوقهایش در مورد عملیات مورد بررسی قرار گرفت.
It is important to debrief employees after a challenging project to gather feedback.
پس از یک پروژه چالش برانگیز، مهم است که کارکنان را مورد بررسی قرار دهید تا بازخورد جمع آوری کنید.
The therapist debriefed the patient after a difficult therapy session.
درمانگر بیمار را پس از یک جلسه درمانی دشوار مورد بررسی قرار داد.
The students debriefed each other on their group project to reflect on what went well and what could be improved.
دانشجویان با یکدیگر در مورد پروژه گروهی خود صحبت کردند تا در مورد آنچه خوب پیش رفته و چه چیزی قابل بهبود است، فکر کنند.
The pilot was debriefed by the aviation authorities after the emergency landing.
خلبان پس از فرود اضطراری توسط مقامات هوانوردی مورد بررسی قرار گرفت.
The debriefing session provided valuable insights for the team to improve their performance in the future.
جلسه بررسی، بینشهای ارزشمندی را برای بهبود عملکرد تیم در آینده ارائه داد.
The manager scheduled a debrief with the sales team to review the results of the latest marketing campaign.
مدیر یک جلسه بررسی با تیم فروش برای بررسی نتایج آخرین کمپین بازاریابی برنامه ریزی کرد.
The debriefing process helps in identifying strengths and weaknesses in a project.
فرآیند بررسی به شناسایی نقاط قوت و ضعف در یک پروژه کمک می کند.
The debrief after the simulation exercise allowed the participants to assess their performance and learn from the experience.
بررسی پس از تمرین شبیه سازی به شرکت کنندگان این امکان را داد تا عملکرد خود را ارزیابی کرده و از تجربه خود درس بگیرند.
We come back, we analyze, we debrief.
ما بازمیگردیم، تجزیه و تحلیل میکنیم، گزارش میدهیم.
منبع: Interstellar Original SoundtrackFull debrief with Internal Affairs, even on a good shoot.
گزارش کامل با امور داخلی، حتی در مورد یک عملیات موفق.
منبع: TV series Person of Interest Season 2That's not how she put it in her debrief.
اینطور که او در گزارش خود بیان نکرد.
منبع: TV series Person of Interest Season 3What's the problem with many of these psychological experiment? That you have to debrief.
مشکل بسیاری از این آزمایشهای روانشناختی چیست؟ اینکه باید گزارش دهید.
منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.Exactly. You have to debrief. So six months later, the study was over.
دقیقاً. شما باید گزارش دهید. بنابراین شش ماه بعد، مطالعه به پایان رسید.
منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.You come back to base, hey, we don't need a debrief.
شما به پایگاه بازمیگردید، اوه، نیازی به گزارش نداریم.
منبع: Huberman LabNormally this is how I debrief it, whether with them or on my own.
معمولاً من اینطور آن را گزارش میکنم، چه با آنها و چه به تنهایی.
منبع: Accompany you to sleep.The company brought us back 'cause we had to be debriefed by HR.
شرکت ما را برگرداند زیرا باید توسط منابع انسانی گزارش دهیم.
منبع: The Newsroom Season 2You're doing the debrief without me?
شما بدون من گزارش میدهید؟
منبع: Homeland Season 2If you’re a believer, we have to debrief you.
اگر معتقد هستید، باید شما را گزارش دهیم.
منبع: Complete English Speech Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید