debriefed

[ایالات متحده]/diːˈbriːft/
[بریتانیا]/diˈbrift/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از (کسی، مانند یک دیپلمات) درباره مأموریتی که به پایان رسانده است، سؤال کردن

عبارات و ترکیب‌ها

debriefed team

گروه ارزیابی شده

debriefed personnel

پرسنل ارزیابی شده

debriefed agents

عاملین ارزیابی شده

debriefed staff

پرسنل ارزیابی شده

debriefed sources

منابع ارزیابی شده

debriefed witnesses

شهود ارزیابی شده

debriefed soldiers

سربازان ارزیابی شده

debriefed officers

افسران ارزیابی شده

debriefed participants

شرکت کنندگان ارزیابی شده

debriefed crew

خدمه ارزیابی شده

جملات نمونه

after the mission, the team was debriefed about their findings.

پس از ماموریت، تیم در مورد یافته‌های خود مصاحبه شد.

the soldiers were debriefed to gather intelligence on the enemy.

سربازان برای جمع آوری اطلاعات در مورد دشمن مصاحبه شدند.

she was debriefed by her supervisor after the presentation.

او پس از ارائه توسط سرپرستش مصاحبه شد.

before leaving the base, the crew was debriefed on safety protocols.

قبل از ترک پایگاه، خدمه در مورد پروتکل‌های ایمنی مصاحبه شدند.

the pilot was debriefed to ensure all procedures were followed.

خلبان برای اطمینان از رعایت کلیه رویه‌ها مصاحبه شد.

after the conference, attendees were debriefed on key topics.

پس از کنفرانس، شرکت کنندگان در مورد موضوعات کلیدی مصاحبه شدند.

they were debriefed to discuss the outcomes of the project.

آنها برای بحث در مورد نتایج پروژه مصاحبه شدند.

the agents were debriefed to analyze their undercover operation.

عامل‌ها برای تجزیه و تحلیل عملیات نفوذی خود مصاحبه شدند.

after the drill, participants were debriefed on their performance.

پس از تمرین، شرکت کنندگان در مورد عملکرد خود مصاحبه شدند.

the researchers were debriefed to share their insights.

محققان برای به اشتراک گذاشتن بینش خود مصاحبه شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید