debriefed team
گروه ارزیابی شده
debriefed personnel
پرسنل ارزیابی شده
debriefed agents
عاملین ارزیابی شده
debriefed staff
پرسنل ارزیابی شده
debriefed sources
منابع ارزیابی شده
debriefed witnesses
شهود ارزیابی شده
debriefed soldiers
سربازان ارزیابی شده
debriefed officers
افسران ارزیابی شده
debriefed participants
شرکت کنندگان ارزیابی شده
debriefed crew
خدمه ارزیابی شده
after the mission, the team was debriefed about their findings.
پس از ماموریت، تیم در مورد یافتههای خود مصاحبه شد.
the soldiers were debriefed to gather intelligence on the enemy.
سربازان برای جمع آوری اطلاعات در مورد دشمن مصاحبه شدند.
she was debriefed by her supervisor after the presentation.
او پس از ارائه توسط سرپرستش مصاحبه شد.
before leaving the base, the crew was debriefed on safety protocols.
قبل از ترک پایگاه، خدمه در مورد پروتکلهای ایمنی مصاحبه شدند.
the pilot was debriefed to ensure all procedures were followed.
خلبان برای اطمینان از رعایت کلیه رویهها مصاحبه شد.
after the conference, attendees were debriefed on key topics.
پس از کنفرانس، شرکت کنندگان در مورد موضوعات کلیدی مصاحبه شدند.
they were debriefed to discuss the outcomes of the project.
آنها برای بحث در مورد نتایج پروژه مصاحبه شدند.
the agents were debriefed to analyze their undercover operation.
عاملها برای تجزیه و تحلیل عملیات نفوذی خود مصاحبه شدند.
after the drill, participants were debriefed on their performance.
پس از تمرین، شرکت کنندگان در مورد عملکرد خود مصاحبه شدند.
the researchers were debriefed to share their insights.
محققان برای به اشتراک گذاشتن بینش خود مصاحبه شدند.
debriefed team
گروه ارزیابی شده
debriefed personnel
پرسنل ارزیابی شده
debriefed agents
عاملین ارزیابی شده
debriefed staff
پرسنل ارزیابی شده
debriefed sources
منابع ارزیابی شده
debriefed witnesses
شهود ارزیابی شده
debriefed soldiers
سربازان ارزیابی شده
debriefed officers
افسران ارزیابی شده
debriefed participants
شرکت کنندگان ارزیابی شده
debriefed crew
خدمه ارزیابی شده
after the mission, the team was debriefed about their findings.
پس از ماموریت، تیم در مورد یافتههای خود مصاحبه شد.
the soldiers were debriefed to gather intelligence on the enemy.
سربازان برای جمع آوری اطلاعات در مورد دشمن مصاحبه شدند.
she was debriefed by her supervisor after the presentation.
او پس از ارائه توسط سرپرستش مصاحبه شد.
before leaving the base, the crew was debriefed on safety protocols.
قبل از ترک پایگاه، خدمه در مورد پروتکلهای ایمنی مصاحبه شدند.
the pilot was debriefed to ensure all procedures were followed.
خلبان برای اطمینان از رعایت کلیه رویهها مصاحبه شد.
after the conference, attendees were debriefed on key topics.
پس از کنفرانس، شرکت کنندگان در مورد موضوعات کلیدی مصاحبه شدند.
they were debriefed to discuss the outcomes of the project.
آنها برای بحث در مورد نتایج پروژه مصاحبه شدند.
the agents were debriefed to analyze their undercover operation.
عاملها برای تجزیه و تحلیل عملیات نفوذی خود مصاحبه شدند.
after the drill, participants were debriefed on their performance.
پس از تمرین، شرکت کنندگان در مورد عملکرد خود مصاحبه شدند.
the researchers were debriefed to share their insights.
محققان برای به اشتراک گذاشتن بینش خود مصاحبه شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید