decadences

[ایالات متحده]/ˈdɛkəˌdɛnsɪz/
[بریتانیا]/ˈdɛkəˌdɛnsɪz/

ترجمه

n. زوال یا افول، به ویژه در اخلاق یا فرهنگ؛ فرآیند سقوط به وضعیت نامطلوب

عبارات و ترکیب‌ها

moral decadences

فساد اخلاقی

cultural decadences

فساد فرهنگی

social decadences

فساد اجتماعی

economic decadences

فساد اقتصادی

artistic decadences

فساد هنری

intellectual decadences

فساد فکری

political decadences

فساد سیاسی

personal decadences

فساد شخصی

spiritual decadences

فساد معنوی

جملات نمونه

many societies have faced decadences throughout history.

بسیاری از جوامع در طول تاریخ با افول مواجه شده اند.

decadences in culture can lead to a loss of identity.

افول در فرهنگ می تواند منجر به از دست دادن هویت شود.

he wrote a book about the decadences of modern civilization.

او کتابی در مورد افول تمدن مدرن نوشت.

the decadences of the past can teach us valuable lessons.

افول های گذشته می تواند درس های ارزشمندی به ما بیاموزد.

art often reflects the decadences of society.

هنر اغلب بازتابی از افول جامعه است.

we must address the decadences in our community.

ما باید به افول در جامعه خود رسیدگی کنیم.

decadences in values can harm future generations.

افول در ارزش ها می تواند نسل های آینده را آسیب برساند.

the film explores themes of decadences and redemption.

فیلم مضامین افول و رستگاری را بررسی می کند.

decadences often arise during times of prosperity.

افول ها اغلب در دوران رونق پدید می آیند.

philosophers have debated the causes of societal decadences.

فیلسوفان درباره علل افول های اجتماعی بحث کرده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید