decalcification

[ایالات متحده]/diːˌkælfɪˈkeɪʃən/
[بریتانیا]/diːˌkælfɪˈkeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند حذف کلسیم از یک ماده؛ شرایط ناشی از از دست دادن کلسیم

عبارات و ترکیب‌ها

decalcification process

فرآیند رسوب زدایی

decalcification treatment

درمان رسوب زدایی

decalcification agents

عوامل رسوب زدایی

decalcification effects

اثرات رسوب زدایی

decalcification risk

خطر رسوب زدایی

decalcification symptoms

علائم رسوب زدایی

decalcification levels

سطوح رسوب زدایی

decalcification solutions

راه حل های رسوب زدایی

decalcification factors

عوامل موثر در رسوب زدایی

decalcification guidelines

دستورالعمل های رسوب زدایی

جملات نمونه

decalcification can lead to weakened bones.

کاهش کلسیم می‌تواند منجر به ضعف استخوان‌ها شود.

regular exercise helps prevent decalcification.

ورزش منظم به جلوگیری از کاهش کلسیم کمک می‌کند.

decalcification of teeth can cause cavities.

کاهش کلسیم دندان‌ها می‌تواند باعث ایجاد حفره شود.

doctors recommend calcium supplements to counteract decalcification.

پزشکان مکمل‌های کلسیم را برای مقابله با کاهش کلسیم توصیه می‌کنند.

inadequate nutrition can contribute to decalcification.

تغذیه نامناسب می‌تواند به کاهش کلسیم کمک کند.

decalcification is a common issue in older adults.

کاهش کلسیم یک مشکل رایج در افراد مسن است.

monitoring bone density can help detect early signs of decalcification.

نظارت بر تراکم استخوان می‌تواند به شناسایی علائم اولیه کاهش کلسیم کمک کند.

decalcification may be reversible with proper treatment.

کاهش کلسیم ممکن است با درمان مناسب قابل برگشت باشد.

excessive acidity in the diet can accelerate decalcification.

اسیدیته بیش از حد در رژیم غذایی می‌تواند سرعت کاهش کلسیم را افزایش دهد.

decalcification affects the overall health of bones.

کاهش کلسیم بر سلامت کلی استخوان‌ها تأثیر می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید