decalescences

[ایالات متحده]/dɛkəˈlɛsəns/
[بریتانیا]/dɛkəˈlɛsəns/

ترجمه

n. فرآیند جذب گرما

عبارات و ترکیب‌ها

rapid decalescences

کاهش‌های سریع

unexpected decalescences

کاهش‌های غیرمنتظره

gradual decalescences

کاهش‌های تدریجی

severe decalescences

کاهش‌های شدید

frequent decalescences

کاهش‌های مکرر

mild decalescences

کاهش‌های خفیف

sudden decalescences

کاهش‌های ناگهانی

temporary decalescences

کاهش‌های موقتی

notable decalescences

کاهش‌های قابل توجه

potential decalescences

کاهش‌های بالقوه

جملات نمونه

the decalescences of the fever were a sign of recovery.

کاهش تب نشانه‌ای از بهبودی بود.

her decalescences after the surgery were closely monitored by the doctors.

کاهش علائم بعد از جراحی به دقت توسط پزشکان مورد رصد قرار می گرفت.

understanding the decalescences in patients can improve treatment plans.

درک کاهش علائم در بیماران می تواند به بهبود برنامه های درمانی کمک کند.

decalescences often occur in the later stages of an illness.

کاهش علائم اغلب در مراحل پایانی یک بیماری رخ می دهد.

the nurse noted the patient's decalescences in the medical record.

پرستار کاهش علائم بیمار را در سابقه پزشکی ثبت کرد.

he experienced several decalescences during his recovery process.

او در طول فرآیند بهبودی خود چندین کاهش علائم را تجربه کرد.

decalescences can be a positive indication of healing.

کاهش علائم می تواند نشانه ای مثبت از بهبودی باشد.

monitoring decalescences is essential for patient care.

نظارت بر کاهش علائم برای مراقبت از بیمار ضروری است.

her decalescences were a relief to her worried family.

کاهش علائم برای خانواده نگرانش تسکین بخش بود.

the doctor explained the significance of decalescences in his condition.

پزشک اهمیت کاهش علائم در وضعیت او را توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید