| جمع | decathletes |
elite decathlete
دهکدانه نخبه
world-class decathlete
دهکدانه سطح جهانی
aspiring decathlete
دهکدانه جاهطلب
professional decathlete
دهکدانه حرفهای
young decathlete
دهکدانه جوان
talented decathlete
دهکدانه با استعداد
female decathlete
دهکدانه زن
junior decathlete
دهکدانه جونیور
experienced decathlete
دهکدانه باتجربه
promising decathlete
دهکدانه امیدوارکننده
the decathlete trained hard for the upcoming competition.
ورزشکار دهگانه برای رقابت آتی سخت تمرین کرد.
she dreams of becoming a world-class decathlete.
او رویای تبدیل شدن به یک دهگانه ورزشی سطح جهانی را دارد.
the decathlete showed remarkable versatility in all events.
دهگانه در همه مسابقات، تطبیقپذیری فوقالعادهای نشان داد.
he competed as a decathlete in the olympic games.
او به عنوان یک دهگانه ورزشی در بازیهای المپیک شرکت کرد.
the decathlete set a new personal record in the 400 meters.
دهگانه رکورد شخصی جدیدی در 400 متر ثبت کرد.
training as a decathlete requires dedication and discipline.
تمرین به عنوان یک دهگانه ورزشی نیاز به تعهد و انضباط دارد.
the decathlete's performance impressed the coaches.
عملکرد دهگانه، مربیان را تحت تأثیر قرار داد.
many decathletes specialize in a few events.
بسیاری از دهگانههای ورزشی در چند رویداد تخصص دارند.
the decathlete received a scholarship for his athletic skills.
دهگانه ورزشی به دلیل مهارتهای ورزشی خود بورسیه دریافت کرد.
being a successful decathlete requires mental toughness.
برای یک دهگانه ورزشی موفق بودن، نیاز به استقامت ذهنی است.
elite decathlete
دهکدانه نخبه
world-class decathlete
دهکدانه سطح جهانی
aspiring decathlete
دهکدانه جاهطلب
professional decathlete
دهکدانه حرفهای
young decathlete
دهکدانه جوان
talented decathlete
دهکدانه با استعداد
female decathlete
دهکدانه زن
junior decathlete
دهکدانه جونیور
experienced decathlete
دهکدانه باتجربه
promising decathlete
دهکدانه امیدوارکننده
the decathlete trained hard for the upcoming competition.
ورزشکار دهگانه برای رقابت آتی سخت تمرین کرد.
she dreams of becoming a world-class decathlete.
او رویای تبدیل شدن به یک دهگانه ورزشی سطح جهانی را دارد.
the decathlete showed remarkable versatility in all events.
دهگانه در همه مسابقات، تطبیقپذیری فوقالعادهای نشان داد.
he competed as a decathlete in the olympic games.
او به عنوان یک دهگانه ورزشی در بازیهای المپیک شرکت کرد.
the decathlete set a new personal record in the 400 meters.
دهگانه رکورد شخصی جدیدی در 400 متر ثبت کرد.
training as a decathlete requires dedication and discipline.
تمرین به عنوان یک دهگانه ورزشی نیاز به تعهد و انضباط دارد.
the decathlete's performance impressed the coaches.
عملکرد دهگانه، مربیان را تحت تأثیر قرار داد.
many decathletes specialize in a few events.
بسیاری از دهگانههای ورزشی در چند رویداد تخصص دارند.
the decathlete received a scholarship for his athletic skills.
دهگانه ورزشی به دلیل مهارتهای ورزشی خود بورسیه دریافت کرد.
being a successful decathlete requires mental toughness.
برای یک دهگانه ورزشی موفق بودن، نیاز به استقامت ذهنی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید