decennary

[ایالات متحده]/dɪˈsɛnəri/
[بریتانیا]/dɪˈsɛnəri/

ترجمه

adj. مربوط به یک دوره ده ساله
n. یک دوره ده ساله
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

decennary period

دوره ده ساله

decennary cycle

چرخه ده ساله

decennary review

بررسی ده ساله

decennary plan

برنامه ده ساله

decennary goals

اهداف ده ساله

decennary changes

تغییرات ده ساله

decennary trends

روندهای ده ساله

decennary statistics

آمار ده ساله

decennary report

گزارش ده ساله

decennary assessment

ارزیابی ده ساله

جملات نمونه

the decennary marked significant changes in technology.

ده‌ساله نشانی از تغییرات مهم در فناوری بود.

over the decennary, the population has grown rapidly.

در طول ده‌ساله، جمعیت به سرعت رشد کرده است.

we should review our goals every decennary.

ما باید هر ده سال اهداف خود را بررسی کنیم.

the decennary brought new challenges for the economy.

ده‌ساله چالش‌های جدیدی برای اقتصاد به ارمغان آورد.

many trends can be observed over a decennary.

بسیاری از روندها را می‌توان در طول یک ده‌ساله مشاهده کرد.

they celebrated their decennary with a big party.

آنها ده سالگی خود را با یک مهمانی بزرگ جشن گرفتند.

the decennary was characterized by environmental awareness.

ده‌ساله با آگاهی از محیط زیست مشخص شد.

decennary studies show shifts in consumer behavior.

مطالعات ده‌ساله نشان دهنده تغییرات در رفتار مصرف کننده است.

he wrote a book reflecting on the last decennary.

او کتابی در مورد تأمل در مورد آخرین ده سال نوشت.

the decennary ended with a major economic crisis.

ده‌ساله با یک بحران اقتصادی بزرگ به پایان رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید