decider

[ایالات متحده]/dɪ'saɪdɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قانون شکنی

جملات نمونه

a tense promotion decider against Wolves.

یک تصمیم‌گیرنده حساس برای صعود مقابل وولوز.

"We don't believe in planners and deciders making the decisions on behalf of Americans.

ما باور نداریم که برنامه‌ریزی‌کنندگان و تصمیم‌گیران تصمیماتی را به جای آمریکایی‌ها بگیرند.

Deciders are the forecasters who decide on and prepare for the military’s long-term requirements.

تصمیم‌گیران پیش‌بینی‌کنندگانی هستند که تصمیم می‌گیرند و برای الزامات بلندمدت ارتش آماده می‌شوند.

The decider of the match was a penalty shootout.

تصمیم‌گیرنده مسابقه یک ضربه پنالتی بود.

She is the ultimate decider in the company.

او در این شرکت، تصمیم‌گیرنده نهایی است.

The decider will be announced at the end of the meeting.

تصمیم‌گیرنده در پایان جلسه اعلام خواهد شد.

He is the decider when it comes to financial matters.

او در مسائل مالی تصمیم‌گیرنده است.

The decider for the promotion will be based on performance reviews.

تصمیم‌گیرنده برای ارتقا بر اساس بررسی عملکرد خواهد بود.

The decider for the project deadline is the client's approval.

تصمیم‌گیرنده برای مهلت پروژه تاییدیه مشتری است.

The decider for the menu changes will be customer feedback.

تصمیم‌گیرنده برای تغییرات منو بازخورد مشتری خواهد بود.

She is the decider when it comes to family vacations.

او در مورد تعطیلات خانوادگی تصمیم‌گیرنده است.

The decider for the budget allocation is the finance department.

تصمیم‌گیرنده برای تخصیص بودجه، بخش مالی است.

He is the decider when it comes to hiring new employees.

او در استخدام کارمندان جدید تصمیم‌گیرنده است.

نمونه‌های واقعی

Let's call the decider to sign off.

بیایید فرد تصمیم‌گیرنده را برای تایید نهایی فراخوانیم.

منبع: Ozark.

Well, good point. The Iranian president is not the decider when it comes to policymaking. That's the supreme leader.

خب، نکته خوبی است. رئیس جمهور ایران در مورد سیاست‌گذاری تصمیم‌گیرنده نیست. این وظیفه رهبر عالی انقلاب است.

منبع: NPR News June 2021 Compilation

I am not saying that I should be the sole decider of who you mate with.

من نمی‌گویم که باید تنها تصمیم‌گیرنده در مورد اینکه با چه کسی ارتباط برقرار کنید باشید.

منبع: The Big Bang Theory (Video Version) Season 1

All but one of the Senate’s 52 Republicans supported Kavanagh on the procedural vote, including last-minute decider Susan Collins of Maine.

همه به جز یک نفر از 52 سناتور جمهوری‌خواه از Kavanagh در رای‌گیری تشریفاتی حمایت کردند، از جمله سوسن کالینز از مین که آخرین تصمیم‌گیرنده بود.

منبع: VOA Video Highlights

Of a major idea of his That you had adopted in that role as the decider.

از یک ایده بزرگ او که شما در آن نقش تصمیم‌گیرنده آن را پذیرفته بودید.

منبع: Mad Men Season 1

I would say this to people that are critical. It is very easy in hindsight to criticize a decision based on results that the decider could never have known.

من به افرادی که انتقاد می‌کنند می‌گویم. با توجه به نتایجی که تصمیم‌گیرنده هرگز نمی‌توانست بداند، بسیار آسان است که با دید عقب‌گرایانه یک تصمیم را مورد انتقاد قرار دهید.

منبع: NPR News December 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید