the deciders
تصمیمگیران
deciders chose
تصمیمگیران انتخاب کردند
are the deciders
آنها تصمیمگیران هستند
deciders' role
نقش تصمیمگیران
deciders meet
تصمیمگیران ملاقات میکنند
the board of directors are the ultimate deciders on this merger.
هیئت مدیره، تصمیمگیران نهایی در مورد این ادغام هستند.
key deciders met to discuss the new marketing strategy.
تصمیمگیران کلیدی برای بحث در مورد استراتژی بازاریابی جدید گرد هم آمدند.
we need to identify the deciders in this project and keep them informed.
ما باید تصمیمگیران را در این پروژه شناسایی کنیم و آنها را در جریان بگذاریم.
the investment deciders carefully reviewed the financial reports.
تصمیمگیران سرمایهگذاری، گزارشهای مالی را با دقت بررسی کردند.
senior deciders approved the budget proposal last week.
تصمیمگیران ارشد هفته گذشته پیشنهاد بودجه را تصویب کردند.
the hiring deciders sought candidates with strong leadership skills.
تصمیمگیران استخدام، به دنبال نامزدهایی با مهارتهای رهبری قوی بودند.
influential deciders shaped the company's future direction.
تصمیمگیران تأثیرگذار، مسیر آینده شرکت را شکل دادند.
the product deciders chose a minimalist design for the new phone.
تصمیمگیران محصول، یک طراحی مینیمال برای تلفن جدید انتخاب کردند.
policy deciders debated the implications of the new legislation.
تصمیمگیران سیاست، پیامدهای قانونگذاری جدید را مورد بحث قرار دادند.
the purchasing deciders evaluated several vendor proposals.
تصمیمگیران خرید، چندین پیشنهاد فروشنده را ارزیابی کردند.
ultimately, the final deciders were the shareholders.
در نهایت، تصمیمگیران نهایی سهامداران بودند.
the deciders
تصمیمگیران
deciders chose
تصمیمگیران انتخاب کردند
are the deciders
آنها تصمیمگیران هستند
deciders' role
نقش تصمیمگیران
deciders meet
تصمیمگیران ملاقات میکنند
the board of directors are the ultimate deciders on this merger.
هیئت مدیره، تصمیمگیران نهایی در مورد این ادغام هستند.
key deciders met to discuss the new marketing strategy.
تصمیمگیران کلیدی برای بحث در مورد استراتژی بازاریابی جدید گرد هم آمدند.
we need to identify the deciders in this project and keep them informed.
ما باید تصمیمگیران را در این پروژه شناسایی کنیم و آنها را در جریان بگذاریم.
the investment deciders carefully reviewed the financial reports.
تصمیمگیران سرمایهگذاری، گزارشهای مالی را با دقت بررسی کردند.
senior deciders approved the budget proposal last week.
تصمیمگیران ارشد هفته گذشته پیشنهاد بودجه را تصویب کردند.
the hiring deciders sought candidates with strong leadership skills.
تصمیمگیران استخدام، به دنبال نامزدهایی با مهارتهای رهبری قوی بودند.
influential deciders shaped the company's future direction.
تصمیمگیران تأثیرگذار، مسیر آینده شرکت را شکل دادند.
the product deciders chose a minimalist design for the new phone.
تصمیمگیران محصول، یک طراحی مینیمال برای تلفن جدید انتخاب کردند.
policy deciders debated the implications of the new legislation.
تصمیمگیران سیاست، پیامدهای قانونگذاری جدید را مورد بحث قرار دادند.
the purchasing deciders evaluated several vendor proposals.
تصمیمگیران خرید، چندین پیشنهاد فروشنده را ارزیابی کردند.
ultimately, the final deciders were the shareholders.
در نهایت، تصمیمگیران نهایی سهامداران بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید