decigram

[ایالات متحده]/ˈdɛsɪɡræm/
[بریتانیا]/ˈdɛsɪɡræm/

ترجمه

n. یک واحد متریک جرم برابر با یک دهم گرم؛ در پزشکی برای اندازه‌گیری مقادیر کوچک استفاده می‌شود
Word Forms
جمعdecigrams

عبارات و ترکیب‌ها

one decigram

یک دسیم‌گرم

two decigrams

دو دسیم‌گرم

decigram scale

مقیاس دسیم‌گرم

decigram measurement

اندازه‌گیری دسیم‌گرم

decigram weight

وزن دسیم‌گرم

decigram to gram

دسیم‌گرم به گرم

decigram conversion

تبدیل دسیم‌گرم

decigram value

مقدار دسیم‌گرم

decigram precision

دقت دسیم‌گرم

decigram measurement tool

ابزار اندازه‌گیری دسیم‌گرم

جملات نمونه

the recipe calls for 50 decigrams of flour.

دستورالعمل نیاز به 50 دسیمتر آرد دارد.

he measured the sugar in decigrams.

او شکر را به دسیمتر اندازه گیری کرد.

the lab requires precise measurements in decigrams.

آزمایشگاه نیاز به اندازه گیری دقیق به دسیمتر دارد.

one decigram is equal to 0.1 grams.

یک دسیمتر برابر با 0.1 گرم است.

she bought 20 decigrams of cheese for the dish.

او 20 دسیمتر پنیر برای غذا خرید.

the doctor prescribed a dosage of 5 decigrams.

پزشک یک دوز 5 دسیمتر تجویز کرد.

we need to convert kilograms to decigrams for accuracy.

ما برای دقت نیاز داریم کیلوگرم را به دسیمتر تبدیل کنیم.

decigrams are often used in laboratory settings.

دسیمترها اغلب در محیط های آزمایشگاهی استفاده می شوند.

he lost 10 decigrams in weight this week.

او این هفته 10 دسیمتر وزن کم کرد.

understanding decigrams is important for cooking.

درک دسیمترها برای آشپزی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید