decipherment

[ایالات متحده]/dɪˈsaɪfə(r)mənt/
[بریتانیا]/dɪˈsaɪfərmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل رمزگشایی یا تفسیر چیزی؛ فرایند قابل فهم کردن چیزی؛ رمزگشایی در محاسبات
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

data decipherment

رمزگشایی داده

code decipherment

رمزگشایی کد

text decipherment

رمزگشایی متن

message decipherment

رمزگشایی پیام

cipher decipherment

رمزگشایی رمز

symbol decipherment

رمزگشایی نماد

language decipherment

رمزگشایی زبان

signal decipherment

رمزگشایی سیگنال

image decipherment

رمزگشایی تصویر

pattern decipherment

رمزگشایی الگو

جملات نمونه

the decipherment of ancient scripts is a fascinating field.

گويش‌شكني نوشته‌هاي باستان يك حوزه ي جذاب است.

her work focused on the decipherment of historical documents.

كار وي بر گويش‌شكني اسناد تاريخي متمركز بود.

decipherment of codes can reveal hidden messages.

گويش‌شكني كدها می‌تواند پیام‌های پنهان را آشکار کند.

the decipherment process requires patience and skill.

فرآیند گويش‌شكني احتياط و مهارت مي‌طلبد.

he specializes in the decipherment of cryptic languages.

وي در گويش‌شكني زبان‌های رمزي تخصص دارد.

decipherment of the text took several months.

گويش‌شكني متن چند ماه طول كشيد.

scientists are working on the decipherment of dna sequences.

دانشمندان در حال كار بر روي گويش‌شكني توالي‌هاي DNA هستند.

the decipherment of the manuscript revealed new insights.

گويش‌شكني دست‌نوشته بينش‌هاي جديدي را نشان داد.

decipherment is crucial for understanding ancient civilizations.

گويش‌شكني برای درک تمدن‌های باستان بسیار مهم است.

they celebrated the successful decipherment of the lost language.

آنها موفقیت در گويش‌شكني زبان گمشده را جشن گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید