coloring

[ایالات متحده]/ˈkʌlərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkʌlərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل یا فرآیند رنگ‌آمیزی؛ کیفیت یا ظاهر رنگ؛ رنگ طبیعی چیزی؛ ماده‌ای که برای افزودن رنگ استفاده می‌شود
v. رنگی به چیزی اضافه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

coloring book

کتاب رنگ آمیزی

coloring page

صفحه رنگ آمیزی

coloring activity

فعالیت رنگ آمیزی

coloring contest

مسابقه رنگ آمیزی

coloring set

ست رنگ آمیزی

coloring supplies

لوازم رنگ آمیزی

coloring tools

ابزارهای رنگ آمیزی

coloring fun

سرگرمی رنگ آمیزی

coloring method

روش رنگ آمیزی

coloring style

سبک رنگ آمیزی

جملات نمونه

coloring is a fun activity for children.

رنگ‌آمیزی یک فعالیت سرگرم‌کننده برای کودکان است.

she enjoys coloring in her free time.

او از رنگ‌آمیزی در اوقات فراغت خود لذت می‌برد.

coloring books can help reduce stress.

کتاب‌های رنگ‌آمیزی می‌توانند به کاهش استرس کمک کنند.

the artist specializes in coloring illustrations.

هنرمند در طراحی تصاویر با رنگ تخصص دارد.

coloring with bright colors can enhance creativity.

رنگ‌آمیزی با رنگ‌های روشن می‌تواند خلاقیت را افزایش دهد.

she bought a new set of coloring pencils.

او یک مجموعه مداد رنگی جدید خرید.

coloring outside the lines can be liberating.

رنگ‌آمیزی خارج از خطوط می‌تواند آزادکننده باشد.

he has a talent for coloring realistic portraits.

او استعداد رنگ‌آمیزی پرتره‌های واقع‌گرایانه دارد.

coloring is not just for kids; adults enjoy it too.

رنگ‌آمیزی فقط برای کودکان نیست؛ بزرگسالان هم از آن لذت می‌برند.

they organized a community coloring event.

آنها یک رویداد رنگ‌آمیزی اجتماعی سازماندهی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید