decomposed

[ایالات متحده]/ˌdi:kəm'pəuzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به اجزای ساده‌تر تجزیه شده؛ فاسد شده

عبارات و ترکیب‌ها

decomposed product

محصول تجزیه‌شده

decomposed rock

سنگ تجزیه‌شده

جملات نمونه

dead plant matter can be completely decomposed by micro-organisms.

مواد گیاهی مرده می‌تواند به طور کامل توسط میکروارگانیسم‌ها تجزیه شود.

It is decomposed to sodium fluoride and silicon tetrafluoride by heating to300℃.It is toxic.

با حرارت دادن به 300 درجه سانتیگراد، به فلوراید سدیم و تترا فلورید سیلیکون تجزیه می‌شود. این ماده سمی است.

A liquid is decomposed when an electric current passes through it.

هنگامی که جریان الکتریکی از آن عبور می‌کند، یک مایع تجزیه می‌شود.

After being smelted with fire assay and enriched with cupellation method,the precious metal is decomposed with chloroazotic acid.

پس از ذوب کردن با روش آزمایش آتش و غنی‌سازی با روش کپسولاسیون، فلز گرانبها با اسید کلروآزوتیک تجزیه می‌شود.

The sample was molten and decomposed with sodium peroxide,leached and acidified with hot water and constant-volumed.

نمونه ذوب شده و با پر اکسید سدیم تجزیه شده، با آب داغ شسته و اسیدی شده و حجم ثابت شده است.

Abstract : Microwave-assisted chemical functionalization of single-walled carbon nanotubes, with undecyl groups decomposed from lauroyl peroxides was reported.

چکیده: گزارش شد که عملکرد شیمیایی با کمک امواج میکروویوی نانولوله‌های کربنی تک دیواره، با گروه‌های اوندسیل که از پراکسیدهای لورویل تجزیه شده‌اند.

The apotropaic remedy used to kill the vampire was to exhume the body of the supposed vampire and, if the body was un-decomposed, remove and burn the blood-filled heart or the entire body.

درمان دفعی که برای کشتن خون‌آشام استفاده می‌شد، بیرون آوردن جسد خون‌آشام فرضی و در صورت عدم تجزیه جسد، خارج کردن و سوزاندن قلب پر خون یا کل جسد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید