rotted

[ایالات متحده]/ˈrɒtɪd/
[بریتانیا]/ˈrɑːtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (باعث شدن به) فساد یا تجزیه

عبارات و ترکیب‌ها

rotted fruit

میوه گندیده

rotted wood

چوب گندیده

rotted meat

گوشت گندیده

rotted vegetables

سبزیجات گندیده

rotted leaves

برگ‌های گندیده

rotted roots

ریشه‌های گندیده

rotted eggs

تخم‌مرغ‌های گندیده

rotted carcass

جسد گندیده

rotted remains

بقایای گندیده

rotted smell

بوی گندیده

جملات نمونه

the fruit rotted on the tree before it could be picked.

میوه قبل از اینکه بتوان آن را چید، روی درخت فاسد شد.

he discovered that the vegetables had rotted in the fridge.

او متوجه شد که سبزیجات در یخچال فاسد شده اند.

the smell of rotted food filled the kitchen.

بوی غذای فاسد آشپزخانه را پر کرد.

she threw away the rotted leftovers from last week's dinner.

او غذای فاسد باقیمانده از شام هفته گذشته را دور ریخت.

the wood rotted after being exposed to moisture for too long.

چوب پس از قرار گرفتن در معرض رطوبت برای مدت طولانی فاسد شد.

they found rotted logs in the old forest.

آنها تنه های فاسد شده را در جنگل قدیمی پیدا کردند.

the compost pile began to smell like rotted material.

توده کمپوست شروع به بوی مواد فاسد کرد.

rotted roots can prevent a plant from growing properly.

ریشه های فاسد می توانند از رشد مناسب گیاه جلوگیری کنند.

after the flood, many homes had rotted foundations.

پس از سیل، بسیاری از خانه ها دارای پی های فاسد بودند.

he realized the importance of removing rotted wood from the structure.

او اهمیت برداشتن چوب فاسد از سازه را متوجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید