deconversion

[ایالات متحده]/[ˌdiːkənˈvɜːʃən]/
[بریتانیا]/[ˌdiːkənˈvɝːʃən]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند بازگرداندن چیزی به یک حالت یا فرم قبلی؛ در بازاریابی، فرآیند متقاعد کردن مشتری به تغییر از محصول یا برند یک رقیب؛ در شیمی، معکوس شدن یک تبدیل شیمیایی.
v. تبدیل کردن چیزی به یک حالت یا فرم قبلی؛ در بازاریابی، متقاعد کردن مشتری به تغییر از محصول یا برند یک رقیب.

عبارات و ترکیب‌ها

deconversion experience

تجربه انصراف

deconversion rate

نرخ انصراف

preventing deconversion

جلوگیری از انصراف

deconversion process

فرآیند انصراف

deconversion risk

ریسک انصراف

deconversion survey

نظرسنجی انصراف

deconversion analysis

تحلیل انصراف

deconversion interview

مصاحبه انصراف

deconversion feedback

بازخورد انصراف

deconversion study

مطالعه انصراف

جملات نمونه

the study examined the factors contributing to religious deconversion.

مطالعه عواملی را که به از بین رفتن اعتقادات مذهبی کمک می‌کنند، بررسی کرد.

his deconversion from catholicism was a gradual process spanning several years.

از بین رفتن ایمان او از کاتولیکیسم یک فرآیند تدریجی بود که چندین سال طول کشید.

she experienced a painful deconversion after questioning her faith.

او پس از زیر سوال بردن ایمان خود، از بین رفتن دردناکی ایمان را تجربه کرد.

the deconversion rate among young adults is a growing concern for religious institutions.

نرخ از بین رفتن ایمان در میان جوانان یک نگرانی رو به رشد برای نهادهای مذهبی است.

he underwent a significant deconversion following extensive philosophical study.

او پس از مطالعه گسترده فلسفی، از بین رفتن قابل توجهی ایمان را تجربه کرد.

the deconversion process can be emotionally challenging and socially isolating.

فرآیند از بین رفتن ایمان می‌تواند از نظر احساسی چالش‌برانگیز و از نظر اجتماعی منزوی‌کننده باشد.

a complete deconversion from evangelical christianity led him to atheism.

از بین رفتن کامل ایمان از مسیحیت انجیلی او را به بی‌خدایی سوق داد.

the deconversion narrative is often complex and deeply personal.

داستان از بین رفتن ایمان اغلب پیچیده و عمیقاً شخصی است.

she documented her deconversion in a detailed online blog.

او از بین رفتن ایمان خود را در یک وبلاگ آنلاین مفصل مستند کرد.

his deconversion was triggered by exposure to scientific evidence.

از بین رفتن ایمان او با قرار گرفتن در معرض شواهد علمی تحریک شد.

the community struggled to understand his sudden deconversion.

جامعه برای درک از بین رفتن ناگهانی ایمان او تلاش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید