decorticating

[ایالات متحده]/dɪˈkɔːtɪkeɪt/
[بریتانیا]/dɪˈkɔrtɪkeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای برداشتن لایه خارجی یا پوست؛ برای برداشتن قشر یک ارگان یا بافت

عبارات و ترکیب‌ها

decorticate brain

برداشتن قشر مغز

decorticate rats

برداشتن قشر مغز موش‌ها

decorticate limb

برداشتن قشر اندام

decorticate cortex

برداشتن قشر

decorticate preparation

آماده‌سازی برداشتن قشر

decorticate reflex

رفلکس برداشتن قشر

decorticate activity

فعالیت برداشتن قشر

decorticate syndrome

سندرم برداشتن قشر

decorticate response

پاسخ برداشتن قشر

decorticate model

مدل برداشتن قشر

جملات نمونه

the scientist decided to decorticate the sample for further analysis.

دانشمند تصمیم گرفت نمونه را برای تجزیه و تحلیل بیشتر پوسته گیری کند.

before cooking, you need to decorticate the nuts.

قبل از پختن، باید آجیل ها را پوسته گیری کنید.

decorticate the bark to study the tree's growth patterns.

برای بررسی الگوهای رشد درخت، پوست درخت را پوسته گیری کنید.

he learned how to decorticate the seeds for planting.

او یاد گرفت که چگونه برای کاشتن دانه ها را پوسته گیری کند.

they used a special tool to decorticate the fiber.

آنها از یک ابزار خاص برای پوسته گیری الیاف استفاده کردند.

farmers often decorticate grains before selling them.

کشاورزان اغلب قبل از فروش آنها غلات را پوسته گیری می کنند.

to prepare the fruit, you must decorticate it carefully.

برای آماده کردن میوه، باید آن را با دقت پوسته گیری کنید.

the researchers decided to decorticate the specimens for observation.

محققان تصمیم گرفتند نمونه ها را برای مشاهده پوسته گیری کنند.

in botany, it is common to decorticate stems for study.

در گیاه شناسی، پوسته گیری ساقه برای مطالعه رایج است.

decorticating the plant material revealed hidden structures.

پوسته گیری مواد گیاهی ساختارهای پنهان را آشکار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید