decrees

[ایالات متحده]/dɪˈkriːz/
[بریتانیا]/dɪˈkriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستورات یا قوانینی که توسط یک مقام صادر می‌شود؛ شکل جمع فرمان
v. صادر کردن یک دستور یا تصمیم

عبارات و ترکیب‌ها

legal decrees

تصویب‌نامه‌های قانونی

executive decrees

تصویب‌نامه‌های اجرایی

presidential decrees

تصویب‌نامه‌های ریاست جمهوری

government decrees

تصویب‌نامه‌های دولتی

decrees issued

تصویب‌نامه‌های صادر شده

new decrees

تصویب‌نامه‌های جدید

emergency decrees

تصویب‌نامه‌های اضطراری

decrees enacted

تصویب‌نامه‌های اجرا شده

court decrees

تصویب‌نامه‌های قضایی

local decrees

تصویب‌نامه‌های محلی

جملات نمونه

the government issued several decrees to improve public health.

دولت چندین فرمان برای بهبود سلامت عمومی صادر کرد.

his decrees were met with both support and opposition.

فرمان‌های او با هم‌زمانی با حمایت و مخالفت مواجه شد.

the king's decrees were absolute and could not be challenged.

فرمان‌های شاه مطلق بودند و قابل چالش نبودند.

new decrees regarding environmental protection were announced.

فرمان‌های جدید در مورد حفاظت از محیط زیست اعلام شد.

she studied the historical decrees of ancient civilizations.

او قوانین تاریخی تمدن‌های باستانی را مطالعه کرد.

the mayor's decrees aimed to enhance community safety.

فرمان‌های شهردار برای افزایش ایمنی جامعه هدف گذاری شده بودند.

decrees from the council often influence local policies.

فرمان‌های شورای شهر اغلب بر سیاست‌های محلی تأثیر می‌گذارند.

the court upheld the decrees made by the previous administration.

دادگاه فرمان‌هایی که توسط دولت قبلی صادر شده بود را تایید کرد.

many citizens were unaware of the new decrees in place.

بسیاری از شهروندان از فرمان‌های جدید اعمال شده بی‌خبر بودند.

decrees are often necessary for maintaining order in society.

فرمان‌ها اغلب برای حفظ نظم در جامعه ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید