decriminalise drugs
کاهش جرمانگاری مواد مخدر
decriminalise abortion
کاهش جرمانگاری سقط جنین
decriminalise cannabis
کاهش جرمانگاری شاهدانه
decriminalise sex work
کاهش جرمانگاری کار جنسی
decriminalise gambling
کاهش جرمانگاری قمار
decriminalise euthanasia
کاهش جرمانگاری اتقان اختیاری
decriminalise homosexuality
کاهش جرمانگاری همجنسگرایی
decriminalise public intoxication
کاهش جرمانگاری مستی در اماکن عمومی
decriminalise petty theft
کاهش جرمانگاری سرقتهای جزئی
decriminalise minor offenses
کاهش جرمانگاری تخلفات جزئی
many countries are moving to decriminalise marijuana.
بسیاری از کشورها در حال حرکت به سمت جرمزدایی ماری جوآنا هستند.
activists are working hard to decriminalise sex work.
فعالها برای جرمزدایی از کار جنسی سخت تلاش میکنند.
there is a growing movement to decriminalise drug use.
جنبشی رو به رشد برای جرمزدایی از مصرف مواد مخدر وجود دارد.
some politicians support efforts to decriminalise abortion.
برخی از سیاستمداران از تلاشها برای جرمزدایی از سقط جنین حمایت میکنند.
they aim to decriminalise consensual adult relationships.
آنها قصد دارند روابط جنسی بالغانه و رضایتمندانه را جرمزدایی کنند.
legal experts argue that we should decriminalise minor infractions.
متخصصان حقوقی استدلال میکنند که باید جرایم جزئی را جرمزدایی کرد.
some regions have begun to decriminalise the possession of small amounts of drugs.
برخی مناطق شروع به جرمزدایی از داشتن مقادیر کم مواد مخدر کردهاند.
decriminalise drugs
کاهش جرمانگاری مواد مخدر
decriminalise abortion
کاهش جرمانگاری سقط جنین
decriminalise cannabis
کاهش جرمانگاری شاهدانه
decriminalise sex work
کاهش جرمانگاری کار جنسی
decriminalise gambling
کاهش جرمانگاری قمار
decriminalise euthanasia
کاهش جرمانگاری اتقان اختیاری
decriminalise homosexuality
کاهش جرمانگاری همجنسگرایی
decriminalise public intoxication
کاهش جرمانگاری مستی در اماکن عمومی
decriminalise petty theft
کاهش جرمانگاری سرقتهای جزئی
decriminalise minor offenses
کاهش جرمانگاری تخلفات جزئی
many countries are moving to decriminalise marijuana.
بسیاری از کشورها در حال حرکت به سمت جرمزدایی ماری جوآنا هستند.
activists are working hard to decriminalise sex work.
فعالها برای جرمزدایی از کار جنسی سخت تلاش میکنند.
there is a growing movement to decriminalise drug use.
جنبشی رو به رشد برای جرمزدایی از مصرف مواد مخدر وجود دارد.
some politicians support efforts to decriminalise abortion.
برخی از سیاستمداران از تلاشها برای جرمزدایی از سقط جنین حمایت میکنند.
they aim to decriminalise consensual adult relationships.
آنها قصد دارند روابط جنسی بالغانه و رضایتمندانه را جرمزدایی کنند.
legal experts argue that we should decriminalise minor infractions.
متخصصان حقوقی استدلال میکنند که باید جرایم جزئی را جرمزدایی کرد.
some regions have begun to decriminalise the possession of small amounts of drugs.
برخی مناطق شروع به جرمزدایی از داشتن مقادیر کم مواد مخدر کردهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید