decurion

[ایالات متحده]/dɪˈkjʊərɪən/
[بریتانیا]/dɪˈkjʊrɪən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رهبر ده نفر؛ صدراعظم در دوران روم
Word Forms
جمعdecurions

عبارات و ترکیب‌ها

decurion leader

رهبر دكورين

decurion unit

واحد دكورين

decurion command

فرمان دكورين

decurion rank

رتبه دكورين

decurion duties

وظایف دكورين

decurion position

موقعیت دكورين

decurion formation

تشكيل دكورين

decurion squad

گروه دكورين

decurion officer

سرهنگ دكورين

decurion service

خدمت دكورين

جملات نمونه

the decurion led the troops with great skill.

سرباز ارشد، سربازان را با مهارت فراوان رهبری کرد.

each decurion was responsible for a group of soldiers.

هر سرباز ارشد مسئولیت یک گروه از سربازان را بر عهده داشت.

the decurion's orders were clear and precise.

دستورات سرباز ارشد واضح و دقیق بودند.

during the battle, the decurion demonstrated bravery.

در طول نبرد، سرباز ارشد شجاعت خود را نشان داد.

the decurion organized the formation effectively.

سرباز ارشد به طور موثر ساختار را سازماندهی کرد.

as a decurion, he earned the respect of his men.

به عنوان یک سرباز ارشد، او احترام سربازان خود را به دست آورد.

the decurion's leadership was vital for success.

رهبری سرباز ارشد برای موفقیت حیاتی بود.

every decurion had to pass a rigorous training.

هر سرباز ارشد باید یک آموزش سخت و طاقت فرسا را پشت سر می گذاشت.

the decurion communicated strategies to his unit.

سرباز ارشد استراتژی ها را به واحد خود منتقل کرد.

in ancient rome, a decurion held a significant position.

در روم باستان، یک سرباز ارشد جایگاه مهمی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید