he deduces
او استنتاج میکند
she deduces
او استنتاج میکند
they deduces
آنها استنتاج میکنند
it deduces
آن استنتاج میکند
clearly deduces
به وضوح استنتاج میکند
quickly deduces
به سرعت استنتاج میکند
logically deduces
به طور منطقی استنتاج میکند
accurately deduces
به طور دقیق استنتاج میکند
easily deduces
به راحتی استنتاج میکند
automatically deduces
به طور خودکار استنتاج میکند
the detective deduces the truth from the clues.
مامور پلیس حقیقت را از سرنخها استنباط میکند.
she deduces his feelings based on his actions.
او احساسات او را بر اساس اعمالش استنباط میکند.
the scientist deduces the results from the experiment.
دانشمند نتایج را از آزمایش استنباط میکند.
he deduces the answer logically.
او پاسخ را به طور منطقی استنباط میکند.
the teacher deduces the student's understanding from their questions.
معلم درک دانشآموز را از سؤالات آنها استنباط میکند.
she deduces the cause of the problem after analyzing the data.
او علت مشکل را پس از تجزیه و تحلیل دادهها استنباط میکند.
the analyst deduces market trends from consumer behavior.
تحلیلگر روند بازار را از رفتار مصرفکننده استنباط میکند.
he deduces that she is upset by her silence.
او استنباط میکند که او به دلیل سکوتش ناراحت است.
the historian deduces the past events from ancient texts.
تاریخنگار وقایع گذشته را از متون باستانی استنباط میکند.
she deduces the solution to the puzzle after careful thought.
او پس از تفکر دقیق، راه حل معما را استنباط میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید