concludes

[ایالات متحده]/kənˈkluːdz/
[بریتانیا]/kənˈkludz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به پایان رساندن؛ به تصمیم یا نظری رسیدن؛ استنتاج یا نتیجه‌گیری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

research concludes

تحقیقات نتیجه‌گیری می‌کند

study concludes

مطالعه نتیجه‌گیری می‌کند

report concludes

گزارش نتیجه‌گیری می‌کند

analysis concludes

تجزیه و تحلیل نتیجه‌گیری می‌کند

findings conclude

یافت‌ها نتیجه‌گیری می‌کنند

discussion concludes

بحث نتیجه‌گیری می‌کند

presentation concludes

ارائه نتیجه‌گیری می‌کند

session concludes

جلسه نتیجه‌گیری می‌کند

debate concludes

بحث و جدل نتیجه‌گیری می‌کند

meeting concludes

جلسه نتیجه‌گیری می‌کند

جملات نمونه

the report concludes that further research is needed.

گزارش نتیجه‌گیری می‌کند که تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.

she concludes her speech with a powerful message.

او سخنرانی خود را با پیامی قدرتمند به پایان می‌رساند.

the study concludes that exercise improves mental health.

مطالعه نتیجه‌گیری می‌کند که ورزش سلامت روان را بهبود می‌بخشد.

he concludes the meeting by thanking everyone for their input.

او با تشکر از همه برای مشارکت، جلسه را به پایان می‌رساند.

the article concludes with a summary of key points.

مقاله با خلاصه‌ای از نکات کلیدی به پایان می‌رسد.

the investigation concludes that no foul play was involved.

تحقیقات نتیجه‌گیری می‌کند که هیچ گونه بازی موشی در کار نبوده است.

she concludes that the project was a success.

او نتیجه‌گیری می‌کند که پروژه موفقیت‌آمیز بوده است.

the film concludes with an unexpected twist.

فیلم با یک پیچش غیرمنتظره به پایان می‌رسد.

the book concludes by discussing future implications.

کتاب با بحث در مورد پیامدهای آینده به پایان می‌رسد.

the professor concludes his lecture with a thought-provoking question.

پروفسور سخنرانی خود را با یک سؤال تفکربرانگیز به پایان می‌رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید