infers

[ایالات متحده]/ɪnˈfɜːz/
[بریتانیا]/ɪnˈfɜrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از شواهد و استدلال به جای بیانات صریح، اطلاعات را استنتاج یا نتیجه‌گیری کردن؛ به طور غیرمستقیم چیزی را پیشنهاد یا دلالت کردن؛ نشان دادن یا معین کردن

عبارات و ترکیب‌ها

he infers

او استنباط می‌کند

she infers

او استنباط می‌کند

it infers

آن استنباط می‌کند

they infers

آنها استنباط می‌کنند

this infers

این استنباط می‌کند

that infers

آن استنباط می‌کند

often infers

اغراقاً استنباط می‌کند

clearly infers

به وضوح استنباط می‌کند

correctly infers

به درستی استنباط می‌کند

generally infers

به طور کلی استنباط می‌کند

جملات نمونه

he infers the meaning of the text from the context.

او معنای متن را از متن استنباط می‌کند.

the detective infers the suspect's motives based on the evidence.

مامور پلیس با توجه به مدارک، انگیزه‌های مظنون را استنباط می‌کند.

she infers that he is upset by his silence.

او استنباط می‌کند که او به دلیل سکوتش ناراحت است.

the scientist infers conclusions from the experimental data.

دانشمند نتیجه‌گیری‌ها را از داده‌های تجربی استنباط می‌کند.

from his tone, she infers that he is not interested.

از لحنش، او استنباط می‌کند که او علاقه‌ای ندارد.

the report infers a correlation between the two variables.

گزارش نشان می‌دهد که یک ارتباط بین دو متغیر وجود دارد.

based on the trends, the analyst infers future market behavior.

بر اساس روندها، تحلیلگر رفتار آینده بازار را استنباط می‌کند.

the teacher infers students' understanding through their questions.

معلم از طریق سؤالاتشان درک دانش‌آموزان را استنباط می‌کند.

he infers her feelings from the way she acts.

او احساسات او را از نحوه رفتار او استنباط می‌کند.

the article infers that climate change is accelerating.

مقاله نشان می‌دهد که تغییرات آب و هوایی در حال تسریع است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید