deepfreezes food
منجمد کردن غذا
deepfreezes items
منجمد کردن اقلام
deepfreezes storage
منجمد کردن فضای ذخیره سازی
deepfreezes products
منجمد کردن محصولات
deepfreezes leftovers
منجمد کردن غذای باقی مانده
deepfreezes meat
منجمد کردن گوشت
deepfreezes vegetables
منجمد کردن سبزیجات
deepfreezes fish
منجمد کردن ماهی
deepfreezes desserts
منجمد کردن دسرها
deepfreezes meals
منجمد کردن وعده های غذایی
we need to deepfreeze the leftovers to keep them fresh.
ما باید غذای باقیمانده را عمیقاً منجمد کنیم تا تازه بماند.
deepfreezes are essential for preserving food for long periods.
فریزر عمیق برای حفظ غذا برای مدت طولانی ضروری است.
the deepfreezes in the store are full of frozen vegetables.
فریزر عمیق در مغازه پر از سبزیجات یخ زده است.
make sure to deepfreeze the meat before the expiration date.
مطمئن شوید که گوشت را قبل از تاریخ انقضا عمیقاً منجمد کنید.
they bought a new deepfreeze to store their bulk purchases.
آنها یک فریزر عمیق جدید برای نگهداری خریدهای عمده خود خریدند.
after the harvest, we deepfreeze the fruits for the winter.
بعد از برداشت محصول، ما میوه ها را برای زمستان عمیقاً منجمد می کنیم.
she prefers to deepfreeze her homemade meals for convenience.
او ترجیح می دهد غذاهای خانگی خود را برای راحتی بیشتر عمیقاً منجمد کند.
deepfreezes can help reduce food waste significantly.
فریزر عمیق می تواند به طور قابل توجهی به کاهش ضایعات مواد غذایی کمک کند.
he checked the temperature of the deepfreeze to ensure it was working.
او دمای فریزر عمیق را بررسی کرد تا مطمئن شود که کار می کند.
we should organize the deepfreeze to find things easily.
ما باید فریزر عمیق را سازماندهی کنیم تا به راحتی وسایل را پیدا کنیم.
deepfreezes food
منجمد کردن غذا
deepfreezes items
منجمد کردن اقلام
deepfreezes storage
منجمد کردن فضای ذخیره سازی
deepfreezes products
منجمد کردن محصولات
deepfreezes leftovers
منجمد کردن غذای باقی مانده
deepfreezes meat
منجمد کردن گوشت
deepfreezes vegetables
منجمد کردن سبزیجات
deepfreezes fish
منجمد کردن ماهی
deepfreezes desserts
منجمد کردن دسرها
deepfreezes meals
منجمد کردن وعده های غذایی
we need to deepfreeze the leftovers to keep them fresh.
ما باید غذای باقیمانده را عمیقاً منجمد کنیم تا تازه بماند.
deepfreezes are essential for preserving food for long periods.
فریزر عمیق برای حفظ غذا برای مدت طولانی ضروری است.
the deepfreezes in the store are full of frozen vegetables.
فریزر عمیق در مغازه پر از سبزیجات یخ زده است.
make sure to deepfreeze the meat before the expiration date.
مطمئن شوید که گوشت را قبل از تاریخ انقضا عمیقاً منجمد کنید.
they bought a new deepfreeze to store their bulk purchases.
آنها یک فریزر عمیق جدید برای نگهداری خریدهای عمده خود خریدند.
after the harvest, we deepfreeze the fruits for the winter.
بعد از برداشت محصول، ما میوه ها را برای زمستان عمیقاً منجمد می کنیم.
she prefers to deepfreeze her homemade meals for convenience.
او ترجیح می دهد غذاهای خانگی خود را برای راحتی بیشتر عمیقاً منجمد کند.
deepfreezes can help reduce food waste significantly.
فریزر عمیق می تواند به طور قابل توجهی به کاهش ضایعات مواد غذایی کمک کند.
he checked the temperature of the deepfreeze to ensure it was working.
او دمای فریزر عمیق را بررسی کرد تا مطمئن شود که کار می کند.
we should organize the deepfreeze to find things easily.
ما باید فریزر عمیق را سازماندهی کنیم تا به راحتی وسایل را پیدا کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید