deepwater

[ایالات متحده]/ˈdiːpwɔːtə/
[بریتانیا]/ˈdiːpwɔːtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به دریا عمیق یا اقیانوس

عبارات و ترکیب‌ها

deepwater drilling

دریافت عمیق

deepwater horizon

افق آب عمیق

deepwater port

بندر آب عمیق

deepwater fishing

ماهیتوایی آب عمیق

deepwater oil

نفت آب عمیق

deepwater exploration

اکتشاف آب عمیق

deepwater technology

فناوری آب عمیق

deepwater pipeline

خط لوله آب عمیق

deepwater production

تولید آب عمیق

deepwater reserves

ذخایر آب عمیق

جملات نمونه

deepwater drilling is a complex process.

حفاری آب‌های عمیق یک فرآیند پیچیده است.

the deepwater horizon incident raised safety concerns.

حادثه دیپ‌واتر هوریزن نگرانی‌های ایمنی را افزایش داد.

many species thrive in deepwater environments.

بسیاری از گونه‌ها در محیط‌های آب‌های عمیق رشد می‌کنند.

deepwater ports are essential for large vessels.

بندرگاه‌های آب‌های عمیق برای کشتی‌های بزرگ ضروری هستند.

exploring deepwater ecosystems is critical for research.

بررسی اکوسیستم‌های آب‌های عمیق برای تحقیقات بسیار مهم است.

deepwater oil reserves are becoming increasingly important.

ذخایر نفتی آب‌های عمیق به طور فزاینده‌ای مهم می‌شوند.

technological advancements have improved deepwater exploration.

پیشرفت‌های فناوری اکتشافات آب‌های عمیق را بهبود بخشیده‌اند.

deepwater currents can affect climate patterns.

جریانات آب‌های عمیق می‌توانند بر الگوهای آب و هوا تأثیر بگذارند.

marine life in deepwater regions is still largely unknown.

زندگی دریایی در مناطق آب‌های عمیق هنوز تا حد زیادی ناشناخته است.

deepwater fishing requires specialized equipment.

ماهیتگیری در آب‌های عمیق به تجهیزات تخصصی نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید