deferrable

[ایالات متحده]/dɪˈfɜːrəbl/
[بریتانیا]/dɪˈfɜrəbəl/

ترجمه

adj. قابلیت به تعویق انداختن یا تأخیر
n. کسی که واجد شرایط تعویق است

عبارات و ترکیب‌ها

deferrable tasks

وظایف قابل تعویق

deferrable payments

پرداخت‌های قابل تعویق

deferrable actions

اقدامات قابل تعویق

deferrable expenses

هزینه‌های قابل تعویق

deferrable decisions

تصمیمات قابل تعویق

deferrable projects

پروژه‌های قابل تعویق

deferrable obligations

تعهدات قابل تعویق

deferrable commitments

متعهد شدن‌های قابل تعویق

deferrable deadlines

مهلت‌های قابل تعویق

deferrable resources

منابع قابل تعویق

جملات نمونه

some tasks are deferrable to a later date.

بعضی از کارها را می‌توان به زمان دیگری موکول کرد.

in emergencies, deferrable meetings can be rescheduled.

در شرایط اضطراری، جلسات قابل تعویق را می‌توان دوباره زمان‌بندی کرد.

deferrable payments can help manage cash flow.

پرداخت‌های قابل تعویق می‌توانند به مدیریت جریان نقدی کمک کنند.

we should focus on non-deferrable priorities first.

ابتدا باید بر اولویت‌های غیرقابل تعویق تمرکز کنیم.

deferrable projects can be postponed without major issues.

پروژه‌های قابل تعویق را می‌توان بدون مشکلات اساسی به تعویق انداخت.

it's important to identify which tasks are deferrable.

شناسایی اینکه چه وظایفی قابل تعویق هستند مهم است.

deferrable expenses can be budgeted for later.

هزینه‌های قابل تعویق را می‌توان برای بعد در نظر گرفت.

some decisions are deferrable until we have more information.

تصمیمات خاصی تا زمانی که اطلاعات بیشتری داشته باشیم قابل تعویق هستند.

deferrable commitments allow for greater flexibility.

تعهدات قابل تعویق امکان انعطاف‌پذیری بیشتر را فراهم می‌کنند.

we need to assess which deadlines are deferrable.

ما باید ارزیابی کنیم که کدام مهلت‌ها قابل تعویق هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید