deferrable tasks
وظایف قابل تعویق
deferrable payments
پرداختهای قابل تعویق
deferrable actions
اقدامات قابل تعویق
deferrable expenses
هزینههای قابل تعویق
deferrable decisions
تصمیمات قابل تعویق
deferrable projects
پروژههای قابل تعویق
deferrable obligations
تعهدات قابل تعویق
deferrable commitments
متعهد شدنهای قابل تعویق
deferrable deadlines
مهلتهای قابل تعویق
deferrable resources
منابع قابل تعویق
some tasks are deferrable to a later date.
بعضی از کارها را میتوان به زمان دیگری موکول کرد.
in emergencies, deferrable meetings can be rescheduled.
در شرایط اضطراری، جلسات قابل تعویق را میتوان دوباره زمانبندی کرد.
deferrable payments can help manage cash flow.
پرداختهای قابل تعویق میتوانند به مدیریت جریان نقدی کمک کنند.
we should focus on non-deferrable priorities first.
ابتدا باید بر اولویتهای غیرقابل تعویق تمرکز کنیم.
deferrable projects can be postponed without major issues.
پروژههای قابل تعویق را میتوان بدون مشکلات اساسی به تعویق انداخت.
it's important to identify which tasks are deferrable.
شناسایی اینکه چه وظایفی قابل تعویق هستند مهم است.
deferrable expenses can be budgeted for later.
هزینههای قابل تعویق را میتوان برای بعد در نظر گرفت.
some decisions are deferrable until we have more information.
تصمیمات خاصی تا زمانی که اطلاعات بیشتری داشته باشیم قابل تعویق هستند.
deferrable commitments allow for greater flexibility.
تعهدات قابل تعویق امکان انعطافپذیری بیشتر را فراهم میکنند.
we need to assess which deadlines are deferrable.
ما باید ارزیابی کنیم که کدام مهلتها قابل تعویق هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید