warps

[ایالات متحده]/wɔːps/
[بریتانیا]/wɔrps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انحناها؛ تحریف‌ها؛ نخ‌های پیچیده
v. خم کردن؛ تحریف کردن؛ باعث رفتار غیرمنطقی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

time warps

تحریف زمان

space warps

تحریف فضا

light warps

تحریف نور

reality warps

تحریف واقعیت

mind warps

تحریف ذهن

dimension warps

تحریف بعد

gravity warps

تحریف گرانش

energy warps

تحریف انرژی

sound warps

تحریف صدا

time-space warps

تحریف زمان-فضا

جملات نمونه

the fabric warps when exposed to moisture.

پارچه هنگام قرار گرفتن در معرض رطوبت، تاب می‌خورد.

the intense heat warps the metal structure.

گرماي شدید باعث تاب برداشتن ساختار فلزی می‌شود.

the image warps when viewed from an angle.

تصویر هنگام مشاهده از یک زاویه، تاب می‌خورد.

the story warps reality in interesting ways.

داستان واقعیت را به روشی جالب تحریف می‌کند.

the glass warped under the pressure of the heat.

شیشه تحت فشار گرما تاب برداشت.

time seems to warp during moments of excitement.

به نظر می‌رسد زمان در لحظات هیجان، تاب می‌خورد.

the plot warps the characters' motivations.

طرح انگیزه‌های شخصیت‌ها را تحریف می‌کند.

the table warps due to temperature changes.

به دلیل تغییرات دما، میز تاب می‌خورد.

the sound warps as it travels through the tunnel.

همانطور که صدا از طریق تونل عبور می‌کند، تحریف می‌شود.

his perception of time warps during the journey.

درک او از زمان در طول سفر تحریف می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید