defrayals

[ایالات متحده]/dɪˈfreɪəlz/
[بریتانیا]/dɪˈfreɪəlz/

ترجمه

n. پرداخت‌ها برای پوشش هزینه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

cost defrayals

هزینه های پرداخت

defrayals of expenses

پرداخت هزینه ها

defrayals for services

پرداخت بهای خدمات

defrayals of costs

پرداخت هزینه ها

defrayals in accounting

پرداخت در حسابداری

defrayals of bills

پرداخت قبوض

defrayals for projects

پرداخت هزینه پروژه ها

defrayals of funds

پرداخت بودجه

defrayals by company

پرداخت توسط شرکت

defrayals for travel

پرداخت هزینه سفر

جملات نمونه

the company will cover all defrayals related to the project.

شرکت تمام هزینه‌های مربوط به پروژه را پوشش خواهد داد.

defrayals for travel expenses can be submitted for reimbursement.

هزینه‌های سفر می‌توانند برای بازپرداخت ارسال شوند.

we need to track all defrayals to stay within budget.

ما باید تمام هزینه‌ها را ردیابی کنیم تا در محدوده بودجه بمانیم.

her defrayals were higher than expected this month.

هزینه‌های او این ماه بیشتر از حد انتظار بود.

the organization is responsible for defrayals incurred during the event.

سازمان مسئول هزینه‌های متحمل شده در طول رویداد است.

defrayals for educational materials must be approved beforehand.

هزینه‌های مربوط به مواد آموزشی باید از قبل تایید شود.

they have a separate fund for defrayals related to community service.

آنها یک صندوق جداگانه برای هزینه‌های مربوط به خدمات اجتماعی دارند.

defrayals can significantly impact the overall financial report.

هزینه‌ها می‌توانند تأثیر قابل توجهی بر گزارش مالی کلی داشته باشند.

we should discuss the defrayals at the next board meeting.

ما باید هزینه‌ها را در جلسه بعدی هیئت مدیره مورد بحث قرار دهیم.

timely defrayals are crucial for maintaining good vendor relationships.

پرداخت به موقع هزینه‌ها برای حفظ روابط خوب با تأمین‌کنندگان بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید