defrayments

[ایالات متحده]//dɪˈfreɪmənts//
[بریتانیا]//dɪˈfreɪmənts//

ترجمه

n. پرداخت هزینه یا هزینه‌ها.

جملات نمونه

the company policy outlines which defrayments are eligible for reimbursement under the employee benefits program.

سیاست شرکت مشخص می‌کند که کدامیک از هزینه‌های مربوط به کارمندان قابل جبران هستند.

submit all defrayments of business travel expenses along with the required receipts and documentation.

همه هزینه‌های مسافرتی کاری را به همراه فاکتورهای مورد نیاز و مستندات مرتبط ارائه دهید.

the audit revealed that several defrayments exceeded the approved limits outlined in the financial guidelines.

بررسی نشان داد که چندین هزینه از محدودیت‌های تأیید شده در راهنمای مالی تجاوز کرده‌اند.

our department processes defrayments for professional development courses and conference attendance.

بخش ما هزینه‌های مربوط به دوره‌های توسعه حرفه‌ای و حضور در کنفرانس‌ها را پردازش می‌کند.

the finance team carefully reviews each defrayments request to ensure compliance with organizational standards.

تیم مالی به دقت هر درخواست هزینه را بررسی می‌کند تا از رعایت استانداردهای سازمانی اطمینان حاصل شود.

employees must follow the established defrayments procedure when claiming work-related expenses.

کارمندان باید در زمان مطالبات هزینه‌های مربوط به کار، از رویه‌های تعیین شده استفاده کنند.

proper documentation is essential for all defrayments to be approved without delays or complications.

مستندات مناسب برای تأیید همه هزینه‌ها ضروری است تا بدون تاخیر یا پیچیدگی تأیید شوند.

the annual budget allocates specific funds for operational defrayments across various departments.

بودجه سالیانه مبلغ‌های خاصی را برای هزینه‌های عملیاتی در سراسر بخش‌های مختلف اختصاص می‌دهد.

management has implemented new guidelines to streamline defrayments processing and reduce administrative overhead.

مدیریت راهنمای جدیدی را برای ساده‌سازی پردازش هزینه‌ها و کاهش هزینه‌های اداری اعمال کرده است.

unexpected equipment repairs resulted in additional defrayments that were not initially anticipated in the budget.

اصلاحات غیرمنتظره تجهیزات منجر به هزینه‌های اضافی شدند که در ابتدا در بودجه پیش‌بینی نشده بودند.

the grant provides defrayments for research-related expenses incurred by participating investigators.

این کمک هزینه‌های مربوط به تحقیقات توسط محققان شرکت‌کننده را جبران می‌کند.

the policy caps individual defrayments at five hundred dollars per trip for domestic business travel.

این سیاست هر سفر داخلی کاری را به مبلغ پانصد دلار به عنوان محدودیت برای هر فرد تعیین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید