defrays

[ایالات متحده]/dɪˈfreɪz/
[بریتانیا]/dɪˈfreɪz/

ترجمه

v. برای چیزی پرداخت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

defrays costs

پرداخت هزینه‌ها

defrays expenses

پرداخت هزینه‌ها

defrays charges

پرداخت هزینه‌ها

defrays bills

پرداخت قبوض

defrays fees

پرداخت حق ثبت‌نام

defrays tuition

پرداخت شهریه

defrays travel

پرداخت هزینه سفر

defrays funding

پرداخت بودجه

جملات نمونه

the scholarship defrays the cost of tuition.

بورسیه هزینه شهریه را پرداخت می‌کند.

insurance can help defray medical expenses.

بیمه می‌تواند به پرداخت هزینه‌های پزشکی کمک کند.

the company defrays travel costs for employees.

شرکت هزینه‌های سفر برای کارمندان را پرداخت می‌کند.

grants defray the expenses of research projects.

بودجه‌ها هزینه‌های پروژه‌های تحقیقاتی را پرداخت می‌کنند.

community funds defray the costs of local events.

بودجه‌های محلی هزینه‌های رویدادهای محلی را پرداخت می‌کنند.

the government program defrays costs for low-income families.

برنامه دولتی هزینه‌ها را برای خانواده‌های کم‌درآمد پرداخت می‌کند.

some employers defray costs for continuing education.

برخی از کارفرمایان هزینه‌های آموزش مداوم را پرداخت می‌کنند.

the fund is designed to defray expenses for students.

صندوق برای پرداخت هزینه‌های دانشجویان طراحی شده است.

they hope to defray the costs through fundraising.

آنها امیدوارند از طریق جمع‌آوری کمک‌های مالی هزینه‌ها را پرداخت کنند.

donations help defray the costs of the charity event.

کمک‌های مالی به پرداخت هزینه‌های رویداد خیریه کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید